|
چاراویماق پدرخوانده مشکلات و دردهای چاراویماق زیر یوغ پدرخوانده
| ||
|
خبر خوشحال کننده
پدرخوانده رد صلاحیت شد. به هر دلیلی رد شده باشد ما خوشحالیم. او سعی خواهد کرد که خود جنبش سبزی و اصلاح طلب معرفی کند که بدین خاطر رد صلاحیت شده که اگر چنین هم است به علت گمان اشتباه وی در دفاع از سبزی ها بود که فکر می کرد پیروز خواهند شد. والا قفرخان به هیچی جز منافع شخصی خود و طرفدارانش فکر نمی کند و نمی اندیشد. او را چه به سیاست
خبر را در تابناک بخوانید. رد صلاحیت حداقل 35 نفر از نمایندگان مجلس
[ سهشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ ] [ ۱٠:۳٧ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
با سلام ضمن عذرخواهی از تمامی همشهریان عزیز و مردم محترم چاراویماق مدتی بود دو نفر در این وبلاگ بنا به عقده های شخصی و بیماری روانی خود توهین ها و ناسزاهای زیادی نوشتند که البته نشان از بیماری عمیق روحی و روانی و تربیت خانوادگی آنان دشات و متاسفانه اینجانب به دلیل عدم دسترسی به مدیریت وبلاگ (گم کردن رمز ورود) توان حذف آن را نداشتم. عذرخواهی مرا پذیرا باشید. [ سهشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ ] [ ۱٠:۳۳ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
درخواست کمک با سلام خدمت تمام دوستان و عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می کنند از شما خواهشمندیم در حد امکان - با توجه به کمبود منابع ما و عدم دسترسی کافی به اینترنت و اینکه مطالب وبلاگ را نمی توانیم در سایتها و وبهای عمومی تر انتشار دهیم - لطف نموده در راه پخش و انتشار مطالب مان در سایتها و وبلاگهای خبری و پربازدید ما را کمک نمایید. تنها امیدمان شما خوانندگان گرامی این صفحات هستید که صدای ما به جایی برسد. با تشکر فراوان
ترفند جدید قفرخان برای انتخابات آتی- هشدار به موجهین منطقه با خبر شدیم که قفرخان آغداغی در اقدامی مزورانه و پر نیرنگ اقدام به جذب افراد موجه منطقه به سوی خود برای رای آوردن در انتخابات آتی می کند وی خود شخصا" با این افراد تلفنی صحبت می کند. گفته می شود لیستی از این افراد در جاهای مختلف شهرستان به همراه مشکلات احتمالی آنها تهیه شده و در اختیار قفرخان می باشد که وی به آنها زنگ زده و بیان می کند که می خواهد هر چه سریعتر مشکلات آنها را رفع کند. و بدین منظور هر چه لازم دارند بیان کرده و قفرخان را در ارائه خدمت به مردم یاری رسانند!. شایع شده که یکی از این افراد در جواب خواسته قفرخان اعلام کرده اگر می خواهی کاری کنی راه روستای ما را درست کن من پسرم خودش شغل پیدا می کند و نیازی به دلسوزی جنابعالی نیست ولی قفرخان در جواب گفته ای آقا من میگم مشکل خودت چیه بگو حلش کنم آقا زاده را بفرست بیاد استخدامش کنم تو دم از راه روستایی می زنی! وبلاگ پدرخوانده بدین وسیله به همه این افراد که عمری با شرف زندگی کردند هشدار می دهد مبادا گول قفرخان پرنیرنگ را بخورید که وی در حقه بازی ید طولایی دارد و ننگ و عار برای خود نخرید که وی به هیچ کدام از این وعده ها هم عمل نخواهد کرد و در این انتخابات شماها تنها وسیله هستید برای پیروزی قفرخان چون در این دوره احتمال تقلب گسترده قفرخان و طرفدارنش خیلی کم شده است و آنها تنها در جاهای محدود امکان تقلب دارند. پس شما آتش بیار معرکه نشوید و به مردم خود خیانت نکنید که اگر چنین کنید از عسگرخان محبی و محمد پورها و ائشگ اکبر و .... هم منفورتر خواهید بود پس دمی کلاه خود را قاضی کرده و به خیانت ها و خباثت های قفر خان بیندیشید و در دام وی نیفتید. حتی اگر قفرخان به زور حقه و نیرنگ باردیگر چاپنده (نماینده) مردم چاراویماق شد لااقل شما در این خیانت و خباثت وی شریک نباشید. پس هشیار باشید. مواظب نیرنگهای قفرخان و طرفدارانش باشیم. [ چهارشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٢ ] [ ۱:٥٦ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
این نظرات بعضی از خوانندگان وبلاگ است که ارسال کردهاند (قضاوت با شما)
نمی دانم کی و اهل کجائی . اما از مطالبت کینه و حقارت هویداست . اما راست حسینی خودت بگو اگر قفر خان گوشه چشمی بهت نظر داشت باز هم اینچنین دم از شخصیت انسانی و خودفروشی و نوکری می زدی ؟ من به جرات می توانم بگم تمام بدبختی شهر ما از همین خودفروشیهاست و کسانی که از این قافله جا ماندن دم از انسانیت و خدامحوری و ... می زنند ای کاش خودتو معرفی می کردی تا بهت می گفتم از کجا این همه مقدس مابی ها سر چشمه می گیرد . حاج آقا التماس دعا . فقط اگر قفر خان خودت میز ریاست را اشغال کرد و به مراد دلت رسیدی ما را هم شفاعت کن .
****
شهر ما بهترین شهر روی زمین است اگر ملتی با فهم و درایت و راسخ و مدافع حقوق داشته باشیم اما تا اینچنین مردان و جوانان غیرتمند اما در خفا و دور از صحنه داشته باشیم بدترین و نفرت آمیزترین شهر دنیا را خواهیم داشت . راستی از هر کسی که این نظر را می خواند سئوال دارم تا حالا برای یک بار هم شده در اداره ای و یا نزد مسئولی از حق مسلم خود و شهرت دفاع کرده ای ؟
****
سلام بر آقای دلشکسته و همه عزیزانی که در این وبلاگ نقش دارند . در خفا رستم بودن و در حضور با کمال شرمندگی فروتن و مطیع اوامر بودن باعث شده شهرمان به این وضعی که توصیفش را در پدرخوانده می بینم دچار شود . بیاید عرضه به خرج بدیم و همیشه از حق خود دفاع کنیم در هر کجا و در هر اداره ای که مسیرمان افتاد . اگر اینچنین باشد هیچ وقت با نام مستار و بدون معرفی خود نسبت به بی عرضگی مسئولان و یا خیانت آنها نظر نمی دهیم . چون خیانت آنها نتیجه بی عرضگی خودمان اس
****
باز انتخابات شد شما عین خروس جنگی به هم میپرید. خوبه که خواننده های زیادی ندارید. ابرومون رفت
****
بنده اسنادومدارکی دارم دال برپیوستن چهارعنصرشبکه بهداشت به نامهای دکترطاهری ؛الهیاری(حراست)؛دلاوری(حسابدار)وطالبی(راننده)برای دست به یکی کردن وخوردن بیت المال طوری که برای خرید یک کیلوشیرینی راهی تبریزشده ازمشتری خود گرفته ودرصدکلانی به جیب میزنند وهم چنین دستکاری فاکتورهای خریداری شده چگونه میتوانم این مشکلات شبکه را درسایت شمامطرح نمایم لطفا بنده راراهنمایی فرمایید
****
خواستم بگم دمتون گرم- نمی دونم اهالی این شهر که بیشتر به اهالی کوفه شبیه اند تا کئ زیر بار ظلم وجور خواهند بود؟
****
واقعا از این حرفای چرتو پرتی که زدی خجالت نمی کشی آشغااااااااااااااااااااااال
خدتم نمی فهمی که چی میگی حالا چه برسه به اظهارنظر نفهم... تا زمانی که آشغالایی مثل تو اونجا هستن اگه ستونای اونجارو هم از طلا کنن تبدیل به آشغالشون میکنین ****
آقا بی انصاف نباشید تحصیل کردگان چاراویماق نیز در این همه درد و مشکل می سوزند فکر نکن که فقط تو به فکر چاراویماغی
خودت را دست بالا نگیر. فکر نکنم این راه را خوب به پایان ببری سعی کن از دردهای واقعی بنویسی به این و آن پریدن عاقلانه نیست. ****
[ دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٢۳ ] [ ۱۱:٥۱ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
در این پست چند تصویر زیبا از بهار آذربایجان می بینیم که دوستان فکر نکنند ما فقط ایراد گیر و قسی القلبیم
[ جمعه ۱۳٩٠/٢/۳٠ ] [ ۳:٥۳ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
واقعا" این تحصیل کردگان چاراویماقی ما هم خود قوزبالاقوز مشکلات چاراویماق شده اند؟!! آنها حتی حاضر نیستند به خاطر چاراویماق محروم یک دقیقه وقت بگذارند حالا میخواد در هر کجا باشند چه در قره آغاج چه در جاهای دیگر و این هم به نوبه خود مشکل بزرگی است که شاید به جرات بتوان گفت تنها به چاراویماق اختصاص دارد. آنها حتی در معرفی خود سعی می کنند از کلمه تبریز و یا شهری در جنوب تبریز و هشترود استفاده کنند. و زمانی که مجبورند نام شهر خود را به زبان بیاورند همچین لب وو زبان خود را کج و کوله می کنند که کسی نفهمد این یک نام ترکی و یا یک جای دورافتاده است. آری این آقایان یا از دانشگاه باشند یا از حوزه، منطقه خود را فراموش کردند و آنرا گاها" برای رفع دلتنگی حاصل از خاطرات بچگی به یاد آورده و یا سفری با فیس و افاده می کنند. واقعا" جای تاسف است که این آقایان فقط به فکر منافع خود هستند در تهران و قم و .... دنبال پول می گردند و گنج های عظیم چاراویماق را به فراموشی سپردند!!! چه می شود که این حضرات در یک جا جمع شوند و درباره مشکلات چاراویماق و راههای رفع آن چاره اندیشی کرده و با نهادهای مسؤل در میان گذارند. گریه آور است این همه آخوند و دانشجو و تحصیل کرده چاراویماقی و همه هم فرار کرده از منطقه گریه آور است که دیگر کسی در چاراویماق درس نمی خواند و آمار قبولی در کنکور سراسری به صفر نزدیک می شود و به قول یکی وقتی بچه های ما این وضع فرار تحصیل کرده ها به شهرهای دیگر را ببینند دیگر چطوری درس بخوانند از نظر انها درس خواندن یعنی دوری از پدر و مادر ، یعنی خداحافظی با وطن و دوران بچگی و این سخت است و تاثیر بدی می گذارد. یکی از این حضرات (در ایمیل خود به چاراویماق پدرخوانده خود را فارغ التحصیل دور از چاراویماق معرفی کرده که امسال سفری به منطقه داشته و عکسها را هم از روستائیان گرفته است) در وبلاگ داش بولاق بعد از اینکه چاراویماق پدرخوانده درباره راه روستاهای علی بیگلو نوشت اقدام به نوشتن مطلبی کرده و شاید بتوان گفت این اولین باری است که این آقا چنین کاری را افتتاح کرده است به امید روزی که همه تحصیل کردگان چاراویماق به فکر مشکلات آن باشند. (بعضی از این عکسها را قبلا" برای چاراویماق پدرخوانده ارسال کرده بودند.)
این مطلب و عکسهای دردناک وضعیت مردم این روستاها را اینجا بخوانید
[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٢/٢۸ ] [ ٩:٠٤ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
معدن آراز عسگرخان-قفرخان سن کیمسن؟ این سوالی است که یک فردی در بازدید قفرخان از مناطق تحت یوغ از عسگرخان محبی نوکر پالیس و آستان بوس قفر می پرسد؟ او خود را عسگر معرفی کرده و خواستار رای مردم به پدر خوانده می شود: شعر مانند زیر را خواننده ای از این منطقه فرستاده که اسم و آدرس وی محفوظ است: منیم آدیم عسگر دی عسگر دئمه نوکردی منیم آقام قفردی قفر ایت دن بتردی قفرخان خانلار خانی عسگر اونون قوربانی قفر بوردان چیخاری عسگرخان خانلار خانی منیم آدیم عسگر خان معدنیم وار چاییم خان چاراویماق الیم ایچی دینه کیمسه جان وئری بوینو یوغون عسگرم مردمی من ازرم [ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٢ ] [ ٤:۳۸ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
نقشه چاراویماق را می بینیم که در بین شهرهای استان موقعیت آن در جنوب می باشد و با استانهای زنجان و آذربایجان غربی مجاور می باشد. هر دو همسایه این شهرستان در دو استان مجاور یعنی شهرستان ماه نشان زنجان و تکاب در آذربایجان غربی وضعیت خیلی بهتری دارند گرچه در زمان نه چندان دور مثل هم بودند. احداث راه بین قره آغاج-تکاب می تواند باعث خروج منطقه از بن بست شده و ارتباط میانه و تبریز و به عبارتی شمال کشور را (با توجه به اتوبان زنجان-تبریز و جاده ترانزیتی میانه-میاندواب که از قره آغاج میگذرد) با کردستان سریعتر و راحتتر ممکن سازد. این امر گرچه در زمانی مطرح شد و حتی در بخش آذربایجان غربی تا مرز چاراویماق اقدامات اولیه و جاده سازی ابتدائی صورت گرفت ولی متوقف شدن احداث جاده روستائی از قره آغاج به گوجه قالا این امید را ناممکن ساخت. ولی در حال حاضر چاراویماق غصه بودن دارد و ناامید از فرداست.چاراویماق زیر یوغ پدرخوانده و عمالش و سکوت مردمانش به نیستی می رسد. بن بست بودنش باعث شده منطقه امن و خلوتگه پدرخوانده شود و هر چه بن بست تر حکمرانی کردن راحت تر و بی هزینه تر و درست در همین راستاست که احداث جاده ترانزیتی میانه-میانداب این همه طول کشیده و امیدی به افتتاح آن نیست و حتی در قسمت چاراویماق بر روی رودخانه قره آغاج پلی بر آن احداث نشده است.
نقشه گوگل ارث منطقه در نقشه فوق روستاهایی از جنوب چاراویماق مثل: اورتاسو، پائیزگه، دوه یاتاغی، باروت آغاجی و .... متعلق به استان زنجان نشان داده می شود که صحیح نیست و طبق آخرین تقسیمات اداری کشور همه این روستاها جز چاراویماق محسوب می شوند. مگر اینکه آیین نامه جدیدی باشد که ما خبر نداریم. و این هم نظر خواننده عزیزی در مورد علت بدبختی چاراویماق مهاجر: چه داستان غم انگیزی است ،داستان هشترود و چار اویماق . بعضی وقت ها به این فکر می کنم که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود ، روزی میرسد که قابی شیشه ای دور این دو شهر می کشند و موزه ای بر پا می کنند و می نویسند « این ها شهر هایی هستند که هیچ وقت پیشرفت نکردند » در توضیحات آن ها می نویسند که « ... توسعه واژه ای غریب در این جا بود » ... نمی خواهم نصیحتتان بکنم ولی باید با واقعیت ها روبرو شد . آیا غیر از این است که ساکنان این منطقه ما هستیم ؟ آیا چیزی غیر از این است که شهر ما به دست فردی نالایق تبدیل به محروم ترین جای استان شده ؟ و از همه مهمتر این عین واقعیت نیست که انتخاب نماینده این حوزه به دست خود مردم این منطقه صورت می پذیرد ؟ [ پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٢ ] [ ٤:٠٠ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
فرهنگ قفری یا فقر فرهنگی
قیمت من یک پرادو! چرا نباشه؟
بعضی وقتها حرفی می شنوی که خودت بدجوری قاط می زنی و نمی دونی چه کنی و چه بگی؟ و می سوزی و آتش می گیری تا فیها خالدونت صبح با دو نفر از دوستان وبلاگی بحثی را شروع کرده بودیم در مورد ادامه کار وبلاگ چاراویماق پدر خوانده و داشتیم روی متنهایی که آماده کرده بودیم صحبت می کردیم نوبت به بحث در مورد رفتار و کارهای ظالمانه عسگرخان که رسید یکی از دوستان حرفی زد آتش زدنی او گفت: چرا عسگر طرفداری قفر را نکنه این همه امکانات و ثروت براش ببار آورده منم بودم نوکریش را می کردم به منم یک پرادو بده خودم را توی انتخابات براش تکه-پاره می کنم رای جمع می کنم تا دلش بخواد ... من و دوستم همین طوری موندیم خدایا این چی میگه؟ دوتایی پرسیدیم راست میگی؟ بازم با تاکید گفت مگه مرض دارم دروغ بگم آخه یکی یه تومان پول مفت بهت بده ازش ممنون نمی شی، اگر به من یک پرادو بده چه راحت تمام روستاها را می گردم و با خیال راحت بین روستای خودمان و قره آغاج رفت و آمد می کنم و حسابی هم برایش رای جمع می کنم!!! آری همین تفکرات است که شهرستان ما را عقب نگه داشته و حتی آنهایی که مخالف پدرخوانده هستند انتظار دارند از او موئی بکنند. و این درست همان چیزی است که قفرخان پدرخوانده سالهای زیادی دنبال جا انداختن آن در بین مردم منطقه بود، به فکر خودتان باشید و مشکلات منطقه و مردم را بی خیال شوید و چنانچه دیدیم در طول دوران نمایندگی مخصوصا" در دو دور اخیر او تنها به طرفداران خود می رسد و تمام امکانات شهر و منطقه را در اختیار آنان قرار داده است. رای آوردن دو دوره ای شاهی عربلو و سو استفاده عده ای با عنوان طرفداری از او در چپاول اموال و بودجه منطقه نیز در جری تر شدن قفر و قفری ها برای تصاحب همه امکانات و امتیازات مادی و معنوی استان تاثیر به سزائی داشته است. وقتی عسگرخان به راحتی و بدون کسب اجازه از کسی در سد خولام ماهی پرورش می دهد و یا از معادن منطقه بدون پرداخت هیچ مالیات و حق قانون بهره برداری می کند و یا زمینهای دور افتاده و بایر طرفداران قفر به قیمت گزافی به شهرداری و دیگر ادارات شهرستان فروخته میشود دیگر حساب بقیه بودجه و .... را نیز بکنید که چه بلایی بر سر آن می آید. قفر در این 8 سال با استفاده از تمام امکانات به طرفداران و نوکران خود طوری رسیده است که در این دوره نیز خیالش راحت است و از الان پیروز انتخابات می باشد. آری فرهنگ قفری در شخصی سازی مشکلات و دوری از حل مشکلات منطقه چنان شایع گشته که خیلی ها بدین امید سعی می کنند خود را مخالف قفر نشان دهند تا از سوی او با دادن مال و امکاناتی خریده شوند و نمونه بارز این افراد بیگ زاده می باشد که در انتخابات گذشته نقش عروسک پدرخوانده را بازی کرد و حالا در هشترود با گرفتن سمتی در نوکری قفرخان سگی را با کمال و تمام به انجام می رساند. آری این دوست ما هم خوب مشکل را فهمیده ولی چرا حلش کند او هم از این مشکل سواستفاده کند که بهتر است، تا به نان و نامی برسد!!! و خیلی کمند کسانی مثل پیرمرد یکی از روستاها که در جواب درخواست قفر برای طرفداری از او در ازای استخدام پسرش او خواستار حل مشکل روستای خودش شود.
حالا شما در قسمت نظرات بنویسید اگر قفرخان و یا یکی از نوکرانش با شما تماس گرفت و ازتون خواست در قبال دریافت چیزی در انتخابات آینده خودتان را در اختیار قفر قرار داده و برای او تبلیغ و نوکری کنید؟ چه می کنید؟ آیا قبول می کنید؟ و اگر قبول کردید از قفرخان چه می خواهید؟(لطفا" واقعیت را بنویسید) [ سهشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠ ] [ ٧:٠٤ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
عسگرخان محبی آنشبی که قفرخان با عجله از تهران به تبریز پرواز کرد و در تبریز پس از لابی های لازم با مامور و دفتر و دستک شتابان عازم قره آغاج شد تا حاج منصور نظری را از شورای شهر عزل کرده و عسگر محبی (عضو علی البدل دوم در انتخابات شوراهای قره آغاج) که چندی قبل سمت مسولیت بانک مهر رضا را به وی داده بود را برجایش بگذارد کسی فکر نمی کرد کار بدین جا بکشد. آری آنشب عسگر خان در پشت قفرخان پنهان شده ولی حالا او در نهان و آشکار عربده کشی می کند و چنان قدرتی یافته که فرماندار و استاندار و ... قانون برایش هیچ است. اینک عسگر خان محبی در چاراویماق از گاو پیشانی سفید مشهورتر بوده و منفور خاص و عام بخصوص مردم روستای آراز گونئی و خولام (خرمدرق) می باشد. وی که بهره برداری از معدن خاک صنعتی آراز روستای آراز گونئی را با شراکت پدرخوانده بر عهده دارد تمام زمینها و مزارع محدوده معدن را از بین برده و هیچ کسی توان مقابله با وی را ندارد در پستهای گذشته در مورد رفتار وی و قفرخان توسط نیروی انتظامی با مردم این روستا نوشتیم. ولی حالا مشکل حادتر شده است. بهره برداری بیش از حد از معدن و جابجایی آن از طریق تنها جاده ارتباطی روستاهای مسیر مذکور علاوه بر خرابی کلی مسیر باعث ناامن و خطرناک شدن جاده گردیده است ماشینهای خاکبری سنگین در این مسیر بدون رعایت کوچکترین اصول ایمنی و حریم روستاها در رفت و آمد هستند و هیچ کس جرات گفتن تو به آنها ندارد. در کنار این چپاول معدن آراز که مستقیم به خارج از استان و به قولی به اصفهان فرستاده می شود. هیچ مزایایی برای مردم روستا و بازسازی جاده ارتباطی در نظر گرفته نمی شود عسگرخان اعلام کرده حتی یک ریال هم برای جاده خرج نمی کند چون ربطی به وی ندارد. این خان نو کیسه که در قضیه پرورش ماهی در سد خولام با کلاه گذاشتن بر سر مردم مظلوم این روستا چندین برابر قیمت ماهی های رها کرده در سد از آنان پول گرفت اینک در نبود قفرخان همه کاره چاراویماق است چنان خود را دست بالا گرفته که در سخنرانی مدعیانه و هجومی خود علیه فرماندار جدید که خواسته بود مبلغی برای تعمیر جاده اختصاص دهد اعلام کرده بود من باعث سربلندی چاراویماقم آنوقت از من پول می خواهید!!!؟ آری عسگر در سایه حمایت پدرخوانده غیر قابل کنترل شده و هیچ کس و هیچ قانونی نمی شناسد. وی از آنروزی که قفرخان در خانهاش اعلام کرد مقتدرانه در انتخابات شرکت می کند هارتر شده و چپاولگرتر چون مطمئن است قفر رای می آورد. و حتی گفته شما رای نیاورید ما برایتان رای میاوریم. حالا چگونه!!؟ عسگر خان دختر یکی از صادقی ها - طرفداران سرسخت و همیشگی قفرخان که از این طرفدارای به نان و نوائی خوب و اساسی رسیده اند - را برای پسرش گرفته است که با این ازدواج قفرخانی نوکری خود را به قفر تجدید کرده و چنگ و دندانی بیشتر برای مردم نشان می دهد. حالا عده ای ایراد می گیرند که آقا چقدر سیاه نمائی می کنید این طور نیست و فلان و است و بهمان آقایان اصلا" حرف ما را گوش نکنید یک سری به چاراویماق بزنید ببینید اینهایی که ما میگیم درست است یا غلط؟
وضعیت راه قره آغاج-آراز گونئی زیر بار معدن عسگرخان-قفرخان [ سهشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠ ] [ ٧:٠٠ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
شاهی عربلو خیانت کرد یا خدمت؟!
این سوالی است که در جاهای مختلف شهرستانهای هشترود و چاراویماق با جوابهای متضادی روبرو می شویم، عده ای او را بدتر از قفر خوانده و مدعی اند در طول دوران نمایندگیش هیچ کاری برای منطقه نکرد و در مقابل عده ای او را خدمتگزار دانسته که توانست کارهایی به نفع مردم انجام دهد. موافقین وی از طرحهای برق کشی به روستاهای جنوب چاراویماق و همچنین تلفن و راه شوسه به این منطقه را از خدمات وی بر می شمرند و در مقابل مخالفین می گویند این طرحها مال دولت وقت بوده و ربطی به شاهی عربلو ندارد. و می گویند در اطراف شاهی عربلو عده ای معتاد و مفنگی و چپاولگر اموال دولتی و منطقه ای جمع شده بودند. حتی عده ای از مردم جنوب چاراویماق از اقدام شاهی در قطع دخالت مغازه داران قره آغاجی در توزیع آرد و کود سهمیه ای که قبل از زمان شاهی در اختیار عده ای مغازه دار قرار می گرفت و آنان به قیمت آزاد می فروختند و حتی در بهار سال شروع نمایندگی شاهی باعث نایاب شدن آرد در منطقه شدند و اوضاع فجیعی ببار آوردند به عنوانی اقدامی ارزشمند یاد می کنند. (چاراویماق پدر خوانده: هنوز ما از دخالت شاهی در این امر و اینکه آیا وی جلوی این امر زشت را گرفت مدارکی نداریم. ولی واقعیت این امر انکارناپذیر است طوری که مردم بسان زمان نبود ماشین با الاغ و قاطر از مناطق کوهستانی خود را به منطقه شاهین دژ رسانده و از آنجا آرد با قیمت چندین برابر بازار تهیه کردند. و حتی بعدها اعلام شد یک آقایی در فرمانداری وقت (معاون فرماندار-احتمالا" عبدی نامی- در قاچاق آرد سهمیه ای بهار مذکور به بیرون از شهرستان و حتی استان با هماهنگی فرماندار و عده ای دیگر دست داشته که باعث بیرون گذاشتن معاون از سمت خود و امور دولتی و انتقال فرماندار بجای دیگر در زمان نمایندگی شاهی شد، دوستان اگر اطلاعاتی دارند ارائه دهند تا این قضیه روشن شود. تعدادی از فامیل ما در آن سال دچار این قحطی درست شده بدست بازاریان قره آغاج گشتند که واقعا" صحنه رقت باری بود هر وقت یادم می افتاد گریه م یکنم چون در فصل بهار بود و مردم گندمی هم نداشتند که آرد کنند و امکان تهیه نان از قره آغاج برای اکثر روستاها نبود و در آنزمان حتی فروش نان به روستائیان ممنوع بود) در این بحث منظور از مخالفین شاهی موافقین و طرفداران قفرخان نیستند بلکه افراد بی طرف و گاها" طرفدار شاهی که از او جدا شدند می باشند و الا نظر طرفداران قفر در مورد شاهی واضح است و نیازی به بحث ندارد. همچنین مخالفین شاهی وی را به تفرقه افکنی در منطقه و تقسیم مردم به دو گروه قفرچی و شاهی چی متهم می کنند. که باعث شد اتحاد مردم در منطقه گسسته شده و عقب ماندگی بیشتر ببار آورد. البته در مورد بحث تفرقه می شود آنرا بحثی حاشیه ای و غیر واقعی دانست هر کس دیگری غیر از قفرخان در منطقه نماینده شود اختلاف پیش خواهد آمد و حتی با وجود خود قفر مردم به دو دسته تقسیم شده اند: قفری و غیر قفری (خودی و غیر خودی از دید قفرخان) قفری ها در زمان قفر همه چیز را در دست خود گرفته و غیر قفری ها نخودی حساب می شوند ولی در زمان شاهی هم قفری ها می خوردند و هم شاهی چی ها و مردم بی طرف مثل الان غیر قفری ها می بودند. بحث از تفرقه در این برهه با توجه به فقر فرهنگی و فرهنگ قفری در منطقه معقولانه به نظر نمی رسد و اگر در انتخابات آتی نیز با این دید که اگر کس دیگری نماینده شود اختلاف پیش می آید جلو برویم باید از الان قفر را نماینده معرفی کنیم و دست از فعالیت برداریم. آری این که مردم از نماینده ای طرفداری کنند تفرقه نمی آفریند بلکه این عملکرد نماینده است که تفرقه می آفریند این عملکرد قفر است که با هار کردن عده ای و به جان مردم انداختن آنان سعی در ایجاد تفرقه کرده و می کند. بحث از تفرقه کردن یعنی حمایت از قفرخان و قبول او و طرفدارانش به عنوان همه کاره چاراویماق در مورد کارهای عمرانی انجام شده در جنوب چاراویماق نیز ماهم قبول داریم که همه آنها برنامه دولت وقت بوده ولی دوستان گرامی برنامه های زیادی در زمان دولت های دوران نمایندگی قفرخان برای چاراویماق چیده شده که حتی یکی از آنها هم اجرائی نگشت چرا ؟ چونکه قفرخان نمی خواهد. و الا ما هم می دانیم که آن کارهای انجام شده در زمان شاهی حق مردم بوده و هیچ منت از سوی شاهی و ... نمی تواند برمردم باشد که نماینده خادم ملت است. ولی همینکه جلوی کارها را نگرفت و خواستار انجام آنها شد و حتی پیگیری کرد که تمام شوند ارزشمند است. (موردهایی از پیگیریهای او و سر زدن به طرحها در بین مردم جنوب چاراویماق هنوز هم رایج است.) کاش قفرخان هم اجازه می داد چنین کارهای در زمان نمایندگی وی هم انجام می شد. و در قبال تزریق بودجه به طرفدارانش یک درصدی هم به منطقه می رسید. اگر صرفا" داشتن برنامه از سوی دولت کفاف می کرد که الان مشکل ما حل بود ولی وقتی بیش از 90 درصد بودجه عمرانی منطقه در پایان سال برگشت داده می شود. مقصر دولت است یا مسولین محلی و نماینده مردم؟ حالا که دیگر بحث شاهی تمام شده و وی در چاراویماق به تاریخ پیوسته به نظر عبرت گرفتن از وقایع دوران وی بهترین گزینه است و اینکه در انتخابات آتی فردی را برگزینیم که هم خودش و هم اطرافیانش آدمهای دلسوزی باشند. نه مثل بیگ زاده به دنبال مال و منال باشند و نه مثل شاهی عده ای سودجو و معتاد و ... دور و برش را گرفته باشند.
طرفداری صرف از شخصی در انتخابات در چهارچوب قانون و عدم سو استفاده از این امر حق هر ایرانی است و وظیفه هرپیروز انتخابات خدمت به همه مردم حوزه انتخابیش است نه مثل پدرخوانده که اعلام کند: این دور فقط به دوستانم می رسم و هوای آنها را دارم. در مورد شاهی هم ما به قضاوتهای منطقه ای در باره وی احترام می گذاریم و اعلام می کنیم در مورد دوران وی تحقیقات بیشتری باید صورت داد که چه کرد؟ و در کل باید قبول کرد که وی هم کار ارزشمندی انجام نداد و مثل قفرخان دنبال منافع شخصی خود رفت و استفاده نردبانی از منطقه برای رسیدن به ترقی کرد که شرکت وی در انتخابات رباط کریم و عدم حضورش در هشترود و چاراویماق اهداف و نیات بد او را در مورد نمایندگی منطقه بیشتر روشن کرد. و خدا خوب جوابش را داد دو انگشت وی همچنان بالا ماند تا آرزوی رئیس جمهور شدن را در دل نگه دارد و هر از چندگاهی در حمام تمرین رئیس جمهوری کند. (شاهی در انتخابات دور اول یک انگشتش را خم کرده بود و اعلام کرد پس از هر پیروزی در هر دوره انتخابات یک انگشتش را خم می کند که در پایان انگشت پنجم برای ریاست جمهوری ثبت نام خواهد کرد). آری قفر به مرگ گرفته بود و شاهی به تب گرفت و بالطبع مردم به تب راضی شدند [ سهشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠ ] [ ٦:٥۸ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
نویسنده: آرش - ۱۳٩٠/٢/۱٩
شنیده های ما حاکی از انست بعد از ناکامی اسماعیلی وطرفداران در مراسم روز معلم که منجر به رسوایی اسماعیلی نماینده گروه اقلیت مردم چاراویماق در مجلس(محبی و محمد پور و..)شد،چند روزیست که حامیانش منجمله اصغر اقا میکوشد با گرداوری طوماری به بهانه توهین به شخصیت معلمان منطقه(!) از فرماندار وبخشدار شجاع شهرستان شکایت کند. جالب اینجاست حامیان به اصطلاح نماینده میکوشند برای وی با امضاهای جعلی دفاعیه ای درست کنندواو را خادم منطقه معرفی کنند!!! منبع: وبلاگ چاراویماق نیوز - http://charoymagnewz.persianblog.ir/ ----------------------------------------------------------------------------- آری عسگر محبی و محمدپور و سایر نوکران قفرخان باید چنین کاری بکنند آنان ارباب خود را رنجیده خاطر نخواهند دید. چون برده اند از آن پدرخوانده اما باید به این نوکران بی خرد و چشم و گوش بسته گفت: عسگرخان اگر توهینی شده باشد از سوی قفرخان است به معلمین چرا در کتک خوردن معلم چاراویماقی از نیروی انتظامی اعتراض نکردید توهین رفتار امثال شما قلدرها با مردم چاراویماق و مردم روستاهای آراز گونئی و خولام است. توهین کلاه سر مردم گذاشتن عسگرخان است. توهین خراب کردن جاده روستای آراز گونئی زیر رفت و آمد ماشینهای خاکبری توی قلدر است. توهین کتک زدن مردم آراز گونئی توسط تو و نوچه هات است. بترس از مردم چاراویماق که اگر روزی دامانت را بگیرد پوست از سرت کنده و مال و جانت را به باد خواهد داد. [ سهشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٠ ] [ ٦:٤٥ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
قفرخان پدرخوانده در ژست سخنرانی جلسه دیروز (18/02/1390) مجلس شورای اسلامی در مورد ردیف های بودجه سال 90 با انتقاد شدید حجهالله رحمانی نماینده الیگودرز به خاطر حذف اعتبار راه راه آهن ازنا-اصفهان به تشنج کشیده شد که جزئیات آن را در اخبار و روزنامه ها می توانید بخوانید. این نماینده برای دقایقی کنترل مجلس را بدست گرفت و از انتقاد و هشدار رئیس مجلس و سایر نمایندگان هراسی نداشته به بیان نظرات خود پرداخت. بنا بر شنیده ها در جواب این نماینده ی معترض، تعدادی از نمایندگان و بزرگان مجلس به آقای رحمانی تذکر دادند از قفرخان ما درس عبرت بگیرد و مثل او نمایندگی کند که چه نیازی به این کارها برای رای جمع کردن هست. قفرخان هیچ کاری نمی کند اما همیشه رای می آورد. آری آقای رحمانی از پدرخوانده ما بیاموز: 1- بیش از 15 سال است که یک پل روی رودخانه قره آغاج در جاده میانه-میاندوآب ایجاد نشده و هیچ کس و هیچ مسولی اعتراضی از قفرخان نشینده است. 2- بیش از 15 سال است که خروجی قره آغاج از اتوبان زنجان-تبریز احداث نشده است. 3- بیش از 200 روستای چاراویماق جاده مناسب نداشته و تعدادی از آنها اصلا" جاده ارتباطی ندارند آنوقت شما به دنبال راه آهن هستید. 4- شهر قره آغاج و شهرستان چاراویماق با داشتن 39 هزار نفر جمعیت هنوز یک پزشک عمومی معتبر ندارد چه برسد به بیمارستان و درمانگاه مجهز 5- قفرخان 16 سال نماینده مردم بوده و در دوره آتی هم خواهد بود بدون اینکه تبلیغاتی داشته باشد و در این ١۶ سال ۶ بار هم در مجلس درباره حوزه انتخابی خود سخنرانی نکرده ولی در مورد سایر مناطق تا دلت بخواد اظهار نظرات عجیبی کرده است. 6- عده ای گردن کلفت در شهرستان طرفدار قفرخان وجود دارند که اگر کسی ضد و حرفی بزند و یا رای ندهد استخوانش خورد می شود. 7- روسای تمام ادارات را قفرخان انتصاب می کند، هر سال سعی می کند بیش از نصف بودجه اختصاص یافته به حوزه انتخابیش در پایان سال به خزانه دولت برگردد و ما بقی را هم بین خود و طرفدارنش تقسیم کند.. آری آقای رحمانی چه نیازی به این همه زحمت و داد و بیداد هست؟ از قفرخان اگر روزی راهش به مجلس افتاد راز موفقیتش را بیشتر بپرس. شنیدیم در طول داد و بیداد شما قفرخان برای استراحت به مجلس تشریف آورده بود تا دمی چرتی بر صندلی مجلس بزند که تلفن عسگر خان چرتش را بیدار کرده و چون داد و بیداد ترا دید گفت: ای بابا آدم اینجا هم نمی تونه دو دقیقه راحت بخوابه؟ چه مجلس مزخرفی شده نماینده دنبال آبادانی منطقه اش هست و بودجه می خواد اینها چقدر عقب مانده اند. اصلا آقا بیا بودجه جاری چاراویماق را ببر و راه آهن بساز آخه تو متوجه نیستی اگر برای مردم کار کنی هیچی نصیبت نمیشه. راه آهن بسازی که چی بشی، ما نمی گذاریم راه ساخته بشه تا مردم در نادانی و ناآگاهای بمانند آنوقت تو حرص راه آهن را میخوری یاللعجب!!
[ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ٩:٠۱ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
امروز که در قره آغاج با یکی از دوستان روبرو شدم انتقادی شدیدی از مطلبی که درباره شهرداری بیان کردیم داشت و گفت شما در این مطلب چرا به فرماندار جدید توهین کردید: او که در مراسم بزرگداشت روز معلم حسابی از قفرخان انتقاد کرد و نشان داد قفری نیست!! آری دوست گرامی من هم در آن جلسه دیدم که فرماندار از قفرخان و نبود مدیریت در شهرستان انتقاد کرد. ولی دوست گرامی از کجا بدانیم که یک جنگ زرگری نبوده و بسان فرمانداران قدیم پس از یکی دو تا انتقاد جزئی و فریب مردم هم کاسه قفرخان نشده و در این میان مردم سرشان بی کلاه نماند. مگر علی محمدی بخشدار چه کرد؟ وی که در اول از همه دو آتشه تر بود؟ ولی دوست گرامی در چاراویماق همه چیز در قبضه قفرخان و طرفداران وی است؟ شما فکر می کنید خلیل زاده راه و ترابری از قفرخان ذستور می گیرد یا از فرماندار عبداللهی، رئیس جهاد از قفر دستور می گیرد یا فرماندار و .... پس نباید خودمان را گول بزنیم و با یک انتقاد کسی، او را قهرمان کنیم آری اگر فرماندار در عمل نشان داد که می تواند جلوی بی قانونی های قفر بایستد آنوقت ما هم از او حمایت می کنیم و او را خارج از این لیست قرار می دهیم. هر کس قدمی برای چاراویماق بردارد. همه باید او را حمایت کنیم. [ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ۸:٢٥ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
: مطالعه ی موردی در استان آذربایجان شرقی - روستاهای چاراویماق برای دانلود بر روی عنوان بالا کلیک کنید ولی کیست به این درد چاراویماق فکری بکند؟!!! [ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ۸:۱٥ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
سیلوی چاراویماق - هشترود و یا سیلوی قفرخان احداث دو سیلوی گندم در حوالی قویون قشلاقی که یکی از آنها به اسم سیلوی گندم چاراویماق می باشد و حتی در ورودی قره آغاج تبلیغ آنرا می بینیم ولی در اصل در خاک هشترود احداث شده است برای بعضی این سوال را پیش آورده که چرا این سیلو را در خاک چاراویماق احداث نکرده اند و اگر برای هشترود است چرا اسم چاراویماق رویش گذاشته اند. و بعضی در این میان با استفاده از موضوع فوق سعی در تفرقه افکنی بین هشترود و چاراویماق دارند که احتمالا این امر هم از دستورات پدرخوانده ناشی می شود. اما دوستان گرامی سیلوی های فوق نه مال هشترود بوده و نه مال چاراویماق، آن سیلوها مال پدرخوانده می باشد که تمام و کمال امتیازش از آن خودش می باشد جالب اینجاست با وام دولتی ساخته و پول مفت پارو می کند. و چقدر پول مفت که روانه جیب پدرخوانده می شود. در این بین هشترود و چاراویماق کردن و اختلاف افکندن خطاست. خیالتان راحت که قفرخان خوب می داند چه کند او برای ما و شما سیلو نساخته او برای خودش ساخته چرا؟ قفرخان!!! خوب او خان و حکمران مطلق العنان منطقه است و باید از مردم مالیات بگیرد یادتان نرفته که خانهای سابق چگونه پنج یک محصول مزارع را از مردم می گرفتند. حالا قفر هم خانیست و مالیات و پنج یک می خواهد اما در عصر حاضر باید کمی احتیاط کند مستقیم که نمی شود گرفت پس سیلوی قفری راه می اندازد و چه فرقی می کند این سیلوی پدرخوانده کجا باشد؟ الکی خودمان را خسته نکنیم و دنبال بهانه برای تفرقه نگردیم هشترود و چاراویماق هر دو به یک آتش می سوزند، همبستگی بیشتر و محکمتر لازم است تا پرونده پدرخوانده را ببندیم. پیشنهاد می شود از این بعد این سیلوها را سیلوی قفری بنامیم و برای جدایی بهتر سمت هشترود را سیلوی قفر و سمت چاراویماق را سیلوی پدرخوانده بنامیم. آنانکه در دل دغدغه و غم چاراویماق و هشترود را دارند امسال گندم خود را به سیلوی قفری تحویل ندهند. حتی هزینه بیشتری هم داشته باشد به یک شهر دیگر ببرند. [ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ٧:۱٩ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
مسؤلین!! بی عرضه و بی کفایت چاراویماق – شبکه بهداشت و درمان
آنجا که بی عرضگی غوغا می کند ساختن خبری جعلی و ارسال آن به خبر گزاری ها نمی تواند کار سختی باشد. در زمستان امسال خبر نجات زن حامله و نوزادش بعد از 15 ساعت با تلاش شبکه بهداشت و مامورین اداره راه چاراویماق از روستای گویجه قالا را از صداو سیما و روزنامه ها پخش شد.
ولی حالا شایعاتی رایج گشته مبنی بر دروغ بودن این خبر و اینکه اصلا" چنین زنی حامله نبوده و وی مریض بوده که قبلا" عکس از او تهیه شده بوده و بچه ای در بین نبوده بلکه عکس ارسالی برای خبرگزاریها ها عکس بچه 6 ماهه بوده است. بعضی می گویند این خبر صرفا" برای خود شیرینی شبکه بهداشت و فرمانداری چاراویماق بوده و شبکه بهداشت شهرستان با این کار خواسته بی عرضگی های خود را مستور نگه دارد ما در مورد بهداشت چاراویماق چیزی نمی نویسیم چون هر کس برای دقیقه ای در قره آغاج باشد می فهمد که اینجا بهداشت مرده است در شهری که حتی یک پزشک وجود ندارد و صرفا" عده ای فارغ التحصیل برای کارآموزی در درمانگاه آن با فیس و افداه تمام فعالیت می کنند اینگار که آسمان سوراخ شده و حضرات دکتر و پزشک از آن پایین افتادند و فرق سرمی تقویتی با سرمی نمکی را نمی داند چه انتظاری باید داشت. آنجا که آمپول و قرص تجویزی برای کم کردن تب، تب بیمار را زیاد می کند. آنجا که دکترش هنوز شماره نظام پزشکی نگرفته است پس دکتر طاهری رئیس شبکه بهداشت و درمان می تواند خبرسازی کند. آنجا که آمبولانس درمانگاه برای گشت گذار کارمندان و رفت و آمد آنها استفاده می شود ولی برای جابجایی بیماران به مراغه و هشترود همراه مریض باید ماشین شخصی بگیرد، آنجا که روستائیان را بسان گوسفند به صف می کنند و .... آنجا که مامورین بهداشت سالی یکبار هم به روستاها سر نمی زنند و به اسم ماموریت به خانه خود رفته و استراحت می کنند و یا در شنبه بازار خرید می کنند. ساختن یک چنین خبری هیچ مشکلی نداشته و عیب هم نیست. توی چاراویماق همه چیز می شه و نمی شه معنی نداره [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:٤٤ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
بانکهای قره آغاج و فقر فرهنگی در حال حاضر سه بانک دولتی – ملی-صادرات-کشاورزی- به همراه بانک توسعه تعاون در قره آغاج فعالیت می کنند که در این میان ملی و کشاورزی مشترین زیادی داشته و با نقدی شدن یارانه ها نیز در زمان واریز آن به حساب صفهای طولانی تشکیل می شود ساختمان بانک کشاورزی بزرگتر بوده و امکان اینکه همه مراجعین در داخل ساختمان قرار گیردند وجود دارد. ولی دو بانک دیگر اینطور نیستند. در هر سه بانک دستگاه عابر بانک وجود داشته و مردم از کارت استفاده می کنند اما در این میان نبود فرهنگ استفاده از دستگاه عابر بانک و جمع شدن عده زیادی از مردم در آن واحد بر روی دستگاه صحنه های بدی را ایجاد می کند از طرفی عده ای به خاطر بیسوادی برای استفاده از کارت با شمکل مواجه شده و کارت خود را به دیگران می سپارند که برایشان پول بردارند و در چندین مورد از این اتفاق سوءاستفاده شده است. اما مشکل دیگر رفتار کارمندان این بانکها با مردم روستاها می باشد که واقعا" زننده و تاسفبار است روستائیانی که مسیر مشکل روستا تا قره آغاج را برای کار بانکی می آیند شاهد بدترین تبعیض ها بین خود و قره آغاجی ها که با کارمندان بانکها آشنایند می شوند. و گاهی تا کار قره آغاجی تمام نشود به کار روستایی رسیدگی نمی شود البته در خیلی از ادارات چاراویماق چنین روالی رایج است. در موردی که به یکی از این کارمندان اعتراض شد عنوان کرد که مشتری اصلی ما این قره آغاجی هایند که میلیاردی پول تو حساب دارند و الا دهاتی صد تومان و دویست و حداکثر یک میلیون پول بذاره و نذاره زیاد فرقی نمی کند!!! گرچه جواب این آقا داده شد ولی او بازم حرف خودش را تکرار کرد. و با این دید تمام مزایا و وامهای بانکی به قره آغاجی ها اختصاص داده می شود و اگر یک روستائی بخواهد وامی بگیرد با هزاران بهانه و خواستن ضامن کارمند و یا مغازه دار که هیچ کدام برای یک روستائی میسر نیست از دادن وام به او طفره می روند. و هیچ روستائی نمی تواند ضامن روستائی دیگر شود و تبعیض از این بدتر [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۳۸ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
ادارات رای بگیر قفرخان: از بین ادارات موجود در شهرستان اداره های زیر بیشترین خدمت را به قفرخان در جمع آوری رای مردم روستاها دارند این ادارات دولتی به وضوح در خدمت پدرخوانده بوده و همیشه –چه زمان انتخابات و چه غیر آن – برای قفرخان و به نفع وی فعالیت می کنند. 1- اداره راه و ترابری که بحث آن را در قسمت خودش بیان کردیم 2- اداره برق ایضا 3- اداره جهاد کشاورزی: این اداره که افرادی حلقه بگوش از نوکران قفر در راس آن هستند در همه چند ده سال گذشته از مبلغین قفرخان بوده و همیشه مردم را از رای ندادن به قفرخان ترسانده و اعلام می کنند که اگر به قفرخان رای ندهید از کود-گندم و آرد و .... خبری نیست به گوسفندان شما واکسن نخواهیم زد و .... این اداره از اولین ادارات چاراویماق است که روستاها را به ترتیب رای دادن به قفر لیست کرده و امکانات را بر این اساس به روستاها اختصاص می دهد. 4- کمیته امداد امام خمینی (ره) چاراویماق: مسولین این کمیته متاسفانه هدف اصلی آنرا گم کرده و کمیته را در راه اهداف پدرخوانده قربانی می کنند و بارها به مراجعه کنندگان و مددجویان خود اعلام می دارد اگر حاج آقا (قفرخان) رای نیاورد از حقوق و وام و سایر امکانات کمیته خبری نیست. (شاید بعضی بپرسند که آیا این حرفها تاثیری دارد بله دوستان عزیز این حرفها شاید برای من و شما تاثیری نداشته باشد ولی برای فرد بیسواد و بی آگاه روستایی که ماهی چند تومانی از کمیته می گیرد خیلی تاثیر دارد و آنها را از ترس قطع این دریافتی ناچیز وادار به رای دادن به قفرخان کرده که هیچ بلکه اطرافیان خود را نیز به قفرخان متمایل می کنند) رفتن مرجانی از کمیته امداد و آمدن فرد دیگر-رضایی- که انشاله قفرخانی نیست در این سال می تواند این وسیله قفر را از وی بگیرد. 5- اداره بهزیستی به سان کمیته [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۳٦ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
مسؤلین!! بی عرضه و بی کفایت چاراویماق – اداره راه و ترابری
اداره راه را باید دست راست قفر و نماد فکر و اندیشه قفرخانی در منطقه دانست این اداره که حالا از جهاد جدا شده و مستقل عمل میکند به ریاست خلیل زاده دست جهاد را در حلقه بگوشی و خدمت به قفر و خیانت به منطقه از پشت بسته و روی آن را سفید کرده است. زمانی جهاد همه کاره بود و رای جمع کن قفر و البته الان هم است ولی اداره راه در سیستم چاراویماق گوی سبقت را از همه ربوده است این اداره مستقل از فرمانداری و اداره راه و ترابری استان عمل کرده و تنها از قفرخان دستور می گیرد در مورد رئیس فعلی آن میهندیز خلیل زاده جدا خواهیم نوشت. اداره راه تنها برای روستاها و مناطقی کار می کند که قفرخانی باشند. این اداره چنان بی عرضگی و حلقه بگوشی از خود نشان داده که تمام راههای ارتباطی شهرستان در حال از بین رفتن است راه قره آغاج – مراغه با دست اندازهای وحشتناک و تصادفات پرکشتار یکی از مخوف ترین راههای کشور می باشد. راه قره آغاج- هشترود نیز گرچه از راه مراغه بهتر است ولی خود مشکلات فراوانی دارد. راه جاده ترانزیتی میانه-میاندواب نیز که در حال حاضر راه ارتباطی مردم با میانه، زنجان، تهران و ... شده است نیز در قسمت خروجی از قره آغاج و خروجی از اتوبان زنجان-تبریز به علت نداشتن پل مشکلات فراوانی به وجود آورده است گرچه این پروژه همه اش مربوط به قره آغاج نیست ولی دریغ از یک گزارش که اداره راه به مرکز ارسال کرده باشد و. مشکلات را بیان کند. در قمست راههای روستایی نیز این اداره بی عرضگی تمام خود را نشان داده است راه قره آغاج – گویجه قالا با اینکه چهار سالی است به پیمانکار سپرده شده است هنوز 40 کیلومتر بیشتر پیشروی نداشته ( دست اندازها و کنده شدن آسفالت قسمت های خطرناک این جاده بر اثر عبور ماشینهای خاک بری معدن قفرخان-عسگرخان این جاده را از شوسه هم بدتر کرده است) و خلیل زاده انجام کارهای راه سازی به سایر روستاها را منوط به اتمام این پروژه می کند احتمالا" این پروژه 30 سالی طول بکشد. راه روستاهای سریک و .... در حد شن ریزی اولیه رها شده است.در کل اداره راه و ترابری چاراویماق برای رای گیری از مردم فعالیت می کند و با وعده و وعید سعی می کند در خدت به قفر پیشرو باشد.
خلیل زاده کیست؟ آقای خلیل زاده که اینک ریاست اداره محترمه راه و ترابری شهرستان چاراویماق را چون ارث پدری از پدرخوانده به ارث برده است در زمانی نه چندان دور راننده بولدوزر بوده و در زمان شاهی عربلو با مخالفت با وی و کارشکنی در کار انجام پروژه های راههای روستایی خدمتی تمام به قفرخان کرد و خود را در دل قفرخان جا انداخت و بعد از رفتن شاهی عربلو در دوران حکمرانی قفرخان به سمت اداره راه منصوب شد وی از همان اول عنوان کرده که روستاهای غیر قفری نیازی به راه ندارند و باید به روال گذشته بار بر دوش کشند و خرحمالی کنند. از آنجایی که وی بی سواد و یا فقط تا پنجم خوانده است جدیدا" با حمایت پدرخوانده در پیام نور بناب مشغول تحصیل و اخذ مدرک احتمالا" اگر بتواند لیسانس می باشد و بدین خاطر هنوز چیزی نشده از وی به عنوان مهندس و یا به قول پیرمردی مینهدیز و ما می گوییم میهن سوز یاد می شود. این میهندیز از کسی جز قفر ترس نداشته و با بلوکه کردن بودجه راه و ترابری و صرف آن در راه تملق قفرخان و باج گرفتن از سایر مسولین همه را وادار به سکوت کرده و حتی فرماندار شهرستان نیز توان گفتن اینکه آقای خلیل زاده برای فلان راه روستایی بولدوزر بفرست را ندارد. وی تمام ماشین راه سازی اداره به غیر از آنهایی که در معدن آراز گونئی قفرخان-عسگرخان کار می کنند. را در حیاط اداره جمع کرده و دو سالی است عنوان می کند که قرار است از تهران برای تعمیر آنها بیایند. و با این بهانه هیچ ماشینی را برای کار در راه ارسال نمی کند. جز امسال در گزارش خبرسازی شبکه بهداشت و فرمانداری که برای فیلم برداری از آنها در جاده برفی روستای گویجه قالا ارسال شد و بنا به گفته رانندگان روستای مسیر لودر اداره مذکور وسط راه بیل خود را بالا گرفته بود و با دست اشاره می کرد اگر پول ندهید برمیگردم و رانندگان بیچاره در حدود 50 تومان برای این راننده مفت خور لودر پول جمع کردند تا راه را باز کند. و بعدش هم که آن خبر ساختگی را پخش کردند (در این باره در بخش شبکه بهداشت خواهیم نوشت). در یکی از پستها که در مورد راه روستای علی بیگلو درد دل یک هموطن را بیان کردیم پس از تماس تلفنی با روستای مذکور به ما گفتند که خلیل زاده می گوید من نمی توانم به روستای شما ماشین راه سازی و بولدوزر بفرستم چون اونجا گلی است و من همیشه با آن مسیرمشکل دارم. نه فقط راه این روستا که راه احداثی برای روستای مسیر گویجه قالا که هنوز پیمانکار آنرا را به طور کامل تحویل نداده است نیز از بین رفته و دست اندازهای مخوف و کنده شدن آسفالت آنرا از جاده شوسه بدتر کرده است.
راه ساخته شده تحت نظارت میهندیز خلیل زاده - کسی جرات ندارد پا در این چاله ها بگذارد چه برسد با ماشین رد شود. [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:٢۸ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
کاتد انداخته مسؤلین!! بی عرضه و بی کفایت چاراویماق – اداره برق بی عرضگی از آن یک اداره چاراویماق نیست بلکه تمام ادارات این شهرستان از آنجایی که همه شان افرادی غیر متخصص و نوکر قفرخان و انتصابی از سوی وی هستند بی لیاقت و بی کفایت بوده چنانچه در امور روزمره نیز از قفرخان دستور گرفته و بدون اجازه آن جناب حق آب خوردن ندارند و بقول دوستی اگر تا دم مرگ هم بروند باید ابتدا اجازه بگیرند و بعد آب بخورند و حتی در صورت قطعی تلفن و ارتباط باید مثل شتر صبر کنند. این به اصطلاح اداره برق چاراویماق نیز از آن ادارات عجیب و غریبی است که در دنیا بی نظیر بوده و آدم را یاد همه چیز غیر از برق می اندازد. بیچاره ادیسون اگر می دانست چنین افرادی اداره برق را در دست می گیرند عمرا" برق را اختراع می کرد. حضرات در اداره برق عقیده دارند که قطع برق می تواند مردم را با طبیعت آشتی داده و آنها را از اصل و گذشته خود دور نکند و بدین خاطر در طول هفته لااقل دو سه روزی برق خیلی از روستاها و بخصوص روستاهای غیرقفری را قطع می کنند و به قول یکی از این حضرات تا مردم روستاها بدانند قدرت دست کیه و در انتخابات آتی به قفر خان رای بدهند. این حضرات برای توجیه این کار خود اصطلاحی ساخته اند مختص خودشان بدین عنوان که کابلهای برق کاتد انداخته و بدین خاطر برق قطع می شود و برای راه اندازی آن باید به منطقه رفته و کاتد را درست کنند. به قول خودشان درست کردن این کاتد 20 دقیقه تا یک ساعت طول می کشد. فاصله این مناطقی که حضرات عنوان می کنند کاتد انداخته با قره آغاج و اداره برق محترم حداکثر 40 دقیقه می باشد و آنوقت قطع ممتد سه روزه برق و گاها" هفتگی برق چه معنی دارد؟ و چرا این کاتد در جاهای دیگر نمی اندازد و چراهای دیگر؟؟ اصلا" چرا بعد از 13 سال از برق کشی به این مناطق هنوز این مشکل اساسی حل نشده است. مشکل در همان است که گفتیم بی عرضگی و بی کفایتی عکس ارسالی که از روستای علی بیگلو رسیده بود من را بر آن داشت که در این زمینه بیشتر تحقیق کنم آری خبر درست بوده و قطع برق در روستاهای جنوب غرب شهرستان (از قبیل روستاهای گویجه قالا، مریان، قوچچو، قوجاکندی، پیرسققا، خاتون گنای، و ....) در طول سال گذشته و علی الخصوص زمستان گذشته بیش از 30 روز بوده است و این امر متاسفانه همچنان ادامه دارد و بنا به گفته یکی از این حضرات در آینده احتمال دارد یقه قره آغاج را نیز بگیرد و مخصوصا" در دوران تبلیغات کاندیداهای انتخابات اسفند 90 بیشتر شود چون قفرخان دوست ندارد مردم فکر کنند اختیار دار نیست و جالب اینجاست که به محض قطعی برق تلفن نیز قطع می شود و مردم هیچ راه ارتباطی نخواهند داشت چون موبایل نیز خط نمی دهد. عمدی بودن این امر را خیلی از مردم روستاها بیان می کنند و تنها چیزی که به آن اعتقاد ندارد مشکل فنی است. باید گفت که مردم جنوب غرب چاراویماق به دلیل قفرخانی نبودن بیشترین ظلم را متحمل شده و می شوند. یکی از مردم این منطقه می گوید: قفر گفته این منطقه محل زندگی گراز است و باید به جنگلبانی تحویل داده شود. آری اداره برق چاراویماق بعد از گذشت دو سال از راه اندازی شهرک فرهنگیان که شاید در کل 100 دستگاه ساختمان هم نباشد عاجز از برق رسانی به آن می باشد و با این وجود حضرات پز گسترش شهر و شهرک سازی هم می دهند. کاش یک مسولی به این شهرک سر می زد و می دید که مردم برای ساخت یک ساختمان چقدر باید هزینه برق و کابل کنند و از داخل شهر برق کشی کنند [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:٢٦ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
مسؤلین!! بی عرضه و بی کفایت چاراویماق - شهرداری
در ابتدا باید گفت که کلمه مسول برای این حضرات از روی ناچاری است و الا اینها مسول نیستند بلکه مشتی حلقه به گوش قفرخان هستند که حتی در جلسات خصوصی بدون اجازه قفرخان عرضه اظهار نظر ندارند و در این باب مورد زیاد است که بعضی از آنها را مردم چاراویماق هم اطلاع دارند. آری فرمانداری که تنها به خاطر کیک و ساندیس در جلسات شرکت می کرد و حرفی نمی زد (قاسم عمی که رفت البته مثل اینکه فرماندار جدید از وی هم بی عرضه تر است چون قاسم عمی در یکی دو مورد از خود جربزه نشان داد ولی قفرخان که خود از طرفداران سبزها می باشد وی را به بهانه احمدی نژادی بودن از این سمت خلع کرد و حالا فردی آورده است باب میل همایونی) رئیس پستی که فقط دهان بین قفرخان است از وی چه انتظاری می رود. (اینکه با ماشین اداره پست سیمان برای سنگ قبر امواتش جابجا کند) بی عرضگی حضرات در شهرداری قره آغاج نیز مردم را به ستوه آورده چنانچه رفت و آمد در این چهار خیابان قره آغاج با ماشین امکان پذیر نیست به قول یکی از دوستان اگر آدم بخواهد پیاده برود زودتر می رسد تا با ماشین از این چاله بیاد و بیفتند تو چاله بعدی چنان چاله هایی در خیابانها ایجاد شده که آدمی می ترسد نگاه کند چه برسد به اینکه با ماشین از آن رد شود. کثیفی شهر و جویهای عمیق و بدرد نخور آن نیز صحنه تهوع آوری در شهر ایجاد کرده است اینگار در این شهر کارکنان شهرداری چند سالی است در اعتصاب به سر می برند. جابجایی آشغالها که با تراکتور انجام می شود و آب آن در سطح شهر و خیابانها می ریزد حال هر فردی را به هم می زند. کوچه بدون آسفالت و کثیف و نداشتن نمای شهری همه و همه از بی عرضگی شهرداری قره آغاج حکایتها دارد. قضیه شهرک فرهنگیان که خود جای بحث مفصل دارد بعد از دوسال هنوز یک ماشین شن هم در یک خیابان این شهرک ریخته نشده است که ساکنین و سازندگان مسکن در آن براحتی بتوانند رفت و آمد کنند. آری شهرداری که برای خود لانه تمیزی در ورودی شهر درست کرده است هر از چندی بودجه کلانی برای تغییر دکور فلکه ورودی شهر (فلکه فرمانداری) صرف کرده و چون کار به گند کشیده می شود بعد از مدتی دوباره بودجه دیگری برای تعمیر و تغییر دکور آن صرف می کند و پیمانکاران محترم حسابی مستفیض می شوند. از قدیم الایام شنبه بازار قره آغاج تنها وسیله مردم روستاها و قره آغاج برای تهیه ملزومات زندگی شان است که هوز هم در گل و لای و خاک و خل برگزار می شود و تنها پول مفتی است که از مردم بابت مالیات شهرداری اخذ می شود. (بیابان خدا را هم از مردم دریغ می دارند از ماشین و فروشنده و خریدار پول بازار می گیرند. دریغ از یک متر آسفالت و یا یک امکانات کوچک در این بازار و تازه قسمتی از آن را هم به ساختمان مجتمع اداری اختصاص داده اند که رفت و آمد مردم به سختی ممکن می شود.) هفته پیش یکی از حضرات شهرداری اعلام کرده حتی یک ریال هم بودجه ندارند! پس این همه بودجه سالانه و درآمد شهرداری چه شد؟ در طول سال گذشته یک خیابان هم آسفالت نشد، یک کار و ساخت و ساز شهرداری برای عموم انجام نشد!! پس بودجه چه شد؟ تازه از سال گذشته که از مرده ها هم پول می گیرند و هر قبر که زمین آن هم مال شهرداری نیست را 80 هزار تومان می فروشند. و به عبارتی مرده خوری هم یاد گرفتند. (البته فکر نکنید که قبرستان اینجا مثل سایر شهرهاست، نه بابا اینجا اکثر چیزها سنتی است و شهرداری در این پروسه هیچ نقشی نداشته و حتی دو تا درخت هم در قبرستان نکاشته و تنها پول مفت می گیرد و بس) هنوز هم مسافران در این شهر سرگردانند دریغ از یک ترمینال و یا استراحتگاه و سرویس بهداشتی، هنوز هم مسافران در این شهر شب را سرگردان بدین امید به صبح می رسانند که جهت دستشویی خود را به ساختمان شهرداری و فرمانداری برسانند! (من شرم دارم که جمله پیرمردی که بابت رفع قضای حاجت خیلی بهش فشار آمده بود و جایی را برای دستشویی پیدا نمی کرد را بیان کنم شما خود حدس بزنید طرف آرزو داشت کجا؟ ....) هنوز هم که چمنهای رودخانه قره آغاج تخریب شده و ساختمان سازی می شود. هنوز هم طویله کنار پارک چند صد میلیون تومانی قره آغاج خیلی فعال تر از ادارات قره آغاج است. هنوز هم کوه صدا سیمای قره آغاج بعد از این همه هزینه بی درخت و بی برق است. از کدام باید گفت؟ از بی عرضگی ها شهرداری و یا ... آری شهرداری!! ول کن آقا کدوم شهر، کدوم شهرداری این را باید گفت کشکداری، نه بابا بازم کشک کیلویی دو سه هزار تومان می ارزه حیف کشک برای این حضرات پس همان شهرداری!!!
ریختن نخاله ساختمانی در داخل رودخانه قره آغاج که می رود این رودخانه را به زباله دان تبدیل کند و مسولین شهری در خواب عمیق به سر می برند و دنبال منافع شخصی و قفرخان هستند [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۱۸ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
ترفند جدید قفرخان برای انتخابات آتی- هشدار به موجهین منطقه
با خبر شدیم که قفرخان آغداغی در اقدامی مزورانه و پر نیرنگ اقدام به جذب افراد موجه منطقه به سوی خود برای رای آوردن در انتخابات آتی می کند وی خود شخصا" با این افراد تلفنی صحبت می کند. گفته می شود لیستی از این افراد در جاهای مختلف شهرستان به همراه مشکلات احتمالی آنها تهیه شده و در اختیار قفرخان می باشد که وی به آنها زنگ زده و بیان می کند که می خواهد هر چه سریعتر مشکلات آنها را رفع کند. و بدین منظور هر چه لازم دارند بیان کرده و قفرخان را در ارائه خدمت به مردم یاری رسانند!. شایع شده که یکی از این افراد در جواب خواسته قفرخان اعلام کرده اگر می خواهی کاری کنی راه روستای ما را درست کن من پسرم خودش شغل پیدا می کند و نیازی به دلسوزی جنابعالی نیست ولی قفرخان در جواب گفته ای آقا من میگم مشکل خودت چیه بگو حلش کنم آقا زاده را بفرست بیاد استخدامش کنم تو دم از راه روستایی می زنی! وبلاگ پدرخوانده بدین وسیله به همه این افراد که عمری با شرف زندگی کردند هشدار می دهد مبادا گول قفرخان پرنیرنگ را بخورید که وی در حقه بازی ید طولایی دارد و ننگ و عار برای خود نخرید که وی به هیچ کدام از این وعده ها هم عمل نخواهد کرد و در این انتخابات شماها تنها وسیله هستید برای پیروزی قفرخان چون در این دوره احتمال تقلب گسترده قفرخان و طرفدارنش خیلی کم شده است و آنها تنها در جاهای محدود امکان تقلب دارند. پس شما آتش بیار معرکه نشوید و به مردم خود خیانت نکنید که اگر چنین کنید از عسگرخان محبی و محمد پورها و ائشگ اکبر و .... هم منفورتر خواهید بود پس دمی کلاه خود را قاضی کرده و به خیانت ها و خباثت های قفر خان بیندیشید و در دام وی نیفتید. حتی اگر قفرخان به زور حقه و نیرنگ باردیگر چاپنده (نماینده) مردم چاراویماق شد لااقل شما در این خیانت و خباثت وی شریک نباشید. پس هشیار باشید. [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۱۳ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
اطلاعیه جالب قفرخان!!
اطلاع یافتیم که چاپنده مردم چاراویماق، حکمران مطلق العنان والا حضرت قفرخان در پی تاسیس اداره ارشاد شهرستان چاراویماق دنبال فردی برای تصدی سمت ریاست این اداره می گردند. و چون از بین طرفداران خود کسی را نیافتند (بالاخره به نظر می رسد به همه آنها کار و سمت مناسب داده اند) اطلاعیه استخدامی صرفا" جهت ریاست اداره مذکور صادر کردند. جالب اینجاست که این موضوع اینک در شهرستان مسخره خاص و عام شده و به عنوان سمت تعارفی مردم به هم استفاده می کنند (می خواهی رئیس ارشادت کنم) و جالب تر اینجاست که فرمانداری شهرستان نیز در این راستا فعال شده و همه مشکلات را کنار گذارده دنبال فردی با نظر قفرخان می گردند. واقعا" این همه بدبختی در شهرستان داریم نبود راه و برق و وضع اسفبار قره آغاج و ....آنوقت حضرات مشغول چه کاری هستند. من از همه کسانی که توان این کار را دارند می خواهم هر چه زودتر به خواسته قفرخان لبیک گویند تا شاید این مسولین بی عرضه ما فکری هم به حال ملت کنند.
متن اطلاعیه به شرح زیر است: رعایای چاراویماقی! بحمدالله که با توجهات ویژه ما اداره ارشاد چاراویماق برای ارشادتان راه اندازی می شود ولی از آنجایی که فرد آستان بوس و پالیس امینی برای این شغل پیدا نکردم بدین وسیله از همه آنها که توان خدمتگزاری اینجانب و ارشاد مردم چاراویماق را دارند طبق شرایط زیر دعوت می شود برای مصاحبه و ارزیابی به دفتر باربری عسگر محبی واقع در قره آغاج مراجعه کنند. (آدرس نیاز نیست چون این دفتر از سگ زرد هم مشهورتر است) شرایط:
مدرک: مدرک خاصی نیاز نبوده و حتی بی سوادی هم با داشتن شرایط بالا می تواند متصدی این امر شود.
مزایا: 1- چنانچه فرد بی سواد باشد بعد از چند سال که نوکری خود را به کمال و تمام نشان داد در مرکز پیام نور یکی از شهرهای همجوار با حمایت مطلق مان به وی مدرک فوق لیسانس خواهیم داد ( چنانچه رئیس اداره راه و ترابری سگی را در آستان ما به حد کمال انجام داده و اینک در مرکز پیام نور بناب مشغول دریافت مدرک لیسانس است. وی در زمان اشتغال در اداره مربوطه بی سوادی و یا بنا به قولی مدرک پنجم داشت.) 2- استفاده از تمام وامهای و امتیازات بانکی و شهری بدون نوبت و معطلی 3- قرار گرفتن در جرگه نوکران حلقه به گوش قفرخان و ....
مدت زمان مسولیت: تا زمانیکه نوکری ما را بکند در این سمت باقی خواهد ماند. [ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۸ ] [ ۱٠:٠٩ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
با وجود برق کشی به این روستا پس از ١٣ سال هنوز هم قطع ممتد و هفته ای برق چراغهای قدیمی را در این روستاها و روستاهای همجوار ارزشمند کرده است. (عکس در تاریخ ٣٠/١/٩٠ گرفته شده است) اما مشکل اصلی این روستا راه ارتباطی می باشد: این روستا در این دور و زمانه هنوز هم راه ارتباطی به قره آغاج ندارد. مسولین با لیاقت و عرضه!! شهرستان ببینند و خجالت بکشند آنهایی که ادعا دارند اند خدمت به مردمند من که شرمنده شدم: این هم متن و عکس های راه روستا که آقا موسی برای پدرخوانده ارسال کرده است و پدرخوانده قول می دهد در اولین فرصت از راه این روستاها گزارشی مبسوط ارائه دهد:
سلام
در عصر ارتباطات و آگاهی روستای ما هنوز راه ارتباطی تا مرکز شهرستان چاراویماق - قره آغاج نداریم. ما دو روستا بنام های علی بیگلوی علیا و سفلی در جنوب غرب چاراویماق در مرز آذربایجان غربی و به فاصله 44 کیلومتر از قره آغاج قرار داریم. متاسفانه 4 کیلومتر از این مسیر از روستای مریم/مرگان به بعد فاقد راه ارتباطی مناسب بوده و در طول فصول برفی و بارانی مردم بطور پیاده رفت و امد می کنند در چندین مورد در دو هفته گذشته یک دخترک مریض و یک پیرمرد مریض را بزور به درمانگاه قره آغاج رساندیم خانمی که در تصویر می بینید به علت دیسک کمر به دکتر مراجعه کرده که باید این مسیر 4 کیلومتری را پیاده رفت و امد کند.
و یکی از مردان ده در این مسیر داخل آب افتاده بود که خوشبختانه نجات یافت و البته در این روز رودخانه به علت بارش شدید پر از آب بود.
لطفا" در وبلاگ خود بیان کنید.
به اداره راه مراجعه کردیم گفته در حال حاضر امکان رسیدگی وجود ندارد به فرمانداری رفیتم ما را به اداره راه ارجاع داده در حالی که چندین دستگاه لودر و بولدوزر در حیات اداره راه خوابیده است انها به ما قول چند سال آینده را می دهند. در مضیقه سختی قرار گرفتیم ترا به خدا از چاراویماق بیشتر بنویس من امروز ناعلاج در قره آغاج می گشتیم که فردی وب شمار ا معرفی کرد و این امیل را هم برایم ایجاد کرد تا بتوانیم عکسهای خودم راه که هفته گذشته گرفتم برایت بفرستم.
با تشکر
[ شنبه ۱۳٩٠/٢/۱٠ ] [ ٥:٥۱ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
نامه نماینده دائم العمر و حکمران مطلق العنان قفرخان کندی به رئیس جمهور مادام العمر ساقط شده مصر شنیده ها حاکی که نماینده دائمی قفرخان کندی در هنگام راهپیمایی سایر نمایندگان در حمایت از مردم مصر در اتاق خود کز کرده و با هزاران فشار به مغز موبارک متن زیر را برای موبارک نوشته است: السلام علیک یا موبارک کیف حالک/ چاغدی دماغک؟ نئجه گئتدی اموالک/ سی..دی اولادک و ... نمی دانم چگونه شروع کنم آخه تو که عرضه مادام العمر بودن را نداشتی چرا آبروی ما را بردی؟ آخه تو سیاست می فهمی، تو نتونستی دو تا جوان بیکار را کنترل کنی نمی دونم کی تو را رئیس جمهور کرد؟ واقعا" افتضاح کردی تو و اون بن علی ترسو نتونستید تاج و تختان را نگه دارید حالا هم دارد گسترش پیدا می کند به جاهای دیگر و حتی شنیده ایم گل آقای هشترودی و یکی دو تا جوان بیکار و علاف چاراویماقی که حتی سبزی هم گیرشان نمیاد بفروشند ادعاهایی کردن ولی زهی خیال باطل قفرخان کندی تونس نیست، مصر نیست، و قفر هم موبارک و بن علی ترسو نیست. آخه تو نتونستی این البرادعی را مشغول کنی از ما یاد بگیر تا عبدی خواست بیاد تو منطقه ما اسمی در کند، کاری کردم که برای من سینه بزند البته جزئیات را اینجا نمی توانم بیان کنم چون می ترسم لو بره به همین خاطر اومدی دبی و یا من اومدم ویلای زمستونیم تو اروپا بیا بحث کنیم البته شاید دیگر بحث هم به دردت نخورد. آخه مردک تو به همین راحتی دست رو معترضین دست بلند کردی اونم چی با عده ای مثلا" طرفدار به آنها هم میگن طرفدار؟ کاش یکی طرفدار مثل محبی یا محمد پور ما داشتی تو مسجد چاراویماق فردی شروع به داد و بیداد و فحاشی علیه من کرد که : خودت هم نفهمی و فرماندارت و ... خندیدم گفتم بگو آزادی و چون از مسجد بیرون آمد یکی دوتا از طرفداران کاریش کرده بودند که نزدیک بود کفشهایم را لیس بزند. آری چه کنم که جمالت آرزوی رئیس جمهور شدن را به گور می برد ولی بشین و نظاره کن که رضام چطور نماینده خواهد شد. حالا بقیه حضرات مادام العمر عرب بدانند که چنانچه بخواهند از تجربیات من استفاده کنند می تونند با وقت قبلی در ویلای زمستانی سوئد یا سوئیسم (هنوز هم نفهمیدم سوئد کدامه و سوئیس کدامه و این ویلام تو کدوم یکی از این دو کشوره) به حضورم شرفیاب شوند. باید بگویم که من مرد عملم و نوشتن و توضیح دادن برایم خیلی سخت است آخه تابحال قلم دستم نگرفتم که چیز به درد خور بنویسم تنها امضا کردم و عقاید و نظراتم را اجرا و برای همین نامه ام درهم مرهم و پراکنده است. باورت میشه سالهاست دست به نوشتن و خواندن نزدم تنها امضا بلدم. نماینده مادام العمر قفرخان کندی
رونوشت: به تمامی روسای جمهور مادام العمر و طویل المدت و پادشاهان کشورهای عربی [ پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۸ ] [ ۱٢:٥٠ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
توضیح و عذرخواهی: در یکی از پستها که به نقل از سایت رنگین کمان در مورد هشترود ارائه شده است متاسفانه وجه تسمیه بیان شده برای سرسکند به دید پارسی سازی آورده شده است ضمن تشکر از دوست عزیزمان گل آقا که نظر زیر را جهت یادآوری در مورد آن پست نوشته اند، لازم آمد تا توضیح و عذرخواهی داشته باشیم:
سلام سرکسن چیزی است که هیچ ملاک و مدرکی برای ان جز داستان خیالی شاهنامه فردوسی مهیا نیست شاهنامه ای که خودش میگوید که رستم یلی بود در سیستان منم کردمش رستم داستان همین برای وجه تسمیه اتان کافی است در ویکی پدیا جستجو کنید نتیجه خوب میگیرید نویسنده: گل اقا [golagahashtrood@yahoo.com][http://8roody.blogfa.com]
در جواب نظر بالا که توسط یکی از عزیزان هشترودی و فردی سخت کوش و آگاهی دهنده که بسی مایه افتخار قفرخان کندی است باید عرض کنیم که متن بالا را از سایت رنگین کمان ایران آورده ایم و به هیچ وجه آنرا قبول نداریم. بلکه: سرسکند را کلمه ای کاملا" ترکی در ارتباط با کلمات ترکی ساری: زرد/ آس: آذ-آذری/ کند: روستا می دانیم و دلیل اینرا نیز استعمال کلمه سارازخان در بعضی از روستاها می دانیم. که به دلیل قانون هم آوایی چون امکان تلفظ کند به صورت کاند نبوده دو کلمه اول به سرَس تبدیل شده است.(بعضی از دوستان بجای ساری کلمه سار را بیان می کنند.) بدین گونه از تمامی سرسکندیهای محترم و گرامی عذر خواهی می نماییم. امید است با تحقیقات و ارائه آگاهیها جلو اینگونه تحریفات گرفته شود و دیگر تو این کشور همه چیز را به پارسی و هخامنش و ساسانی نچسبانند. بلی دوست گرامی ما هم قبول داریم که فردوسی تنها شاعر بوده و شاعر صدی نود از حقیقت دور است. اگر شاهنامه اش را بخوانی حتی چپ و راستش را هم اشتباه گفته و شهر آمل را در هند آورده و ... متاسفانه بیماری پارسی سازی دست از سر فرهنگ و زبان های غیر پارس برنمی دارد و هنوز هم با قوت تمام ادامه دارد.
در ضمن آنهائی که با قلعه زهاک سعی دارند اینجا را آشپزخانه ضحاک ماردوش افسانه ای معرفی کنند باید توجه کنند که زوهاک/آژیدهاک/آسیتاک همان پادشاه معروف مادهاست که امپراطوریش توسط کوروش خونخوار و اولین گروگان درنده تاریخ منهدم گشت. آری نه ضحاک ماردوشی بوده و نه کسی اینجا سر می بریده بلکه چناچه تاریخ بیان می کند زوهاک و یا ضحاک پادشاه این ملک بوده و این اسم از آنجا باقی مانده است. و وجود بخش آس در هر دو نام (آس+ایتاک) و (سر+آس+کند) این گمان را تقویت می کند. آری اگر نسبتی بین قلعه ضحاک و سرسکند بیابیم همین است که بیان شد و بقیه مشتی افسانه و چرندیات بیش نیست.
ما مردم چاراویماق، سرسکندیها را برادر و دوست خود می دانیم و هیچ فرقی بین این دو شهرستان وجود ندارد و هر دو را یکی می دانیم این تقسیم بندیها تنها جنبه رسمی و اداری دارد و الا چاراویماق و هشترود یکی است و دردش هم یکیست و درمانش هم یکیست.و هیچ اختلافی بین این دو شهرستان نبوده و نیست و نخواهد بود. [ چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٧ ] [ ۱۱:٠٩ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
دوباره سلام: با سلام و با عرض معذرت از اینکه مدتی نبودیم ما بازم تلاش خواهیم کرد که از قره آغاج و چاراویماق و مناطق تحت دیکتاتوری پدرخوانده و یا به عبارتی دیگر از قفرخان کندی "دهکده قفرخان" (از دهکده جهانی اقتباس کردیم) بنویسیم. آری در این مدت اتفاقاتی افتاده و ما متاسفانه به دلیل مشکلات فراوانی که برایمان پیش آمد قادر به نوشتن نبودیم. حالا در ابتدای شروع دوباره با توجه به نظرات خوانندگان محترم که در آخر این نوشته می توانید نمونه هایی از آنها را ببینید. توضیحاتی چند می آوریم: 1 – عده ای ازدوستان و خوانندگان محترم ما را به طرفداری از گروه خاص و ضدیت با نماینده قفر متهم کردند. در توضیح عرض می کنیم که ما هیچ خصومت شخصی با کسی نداشته و طرفدار هیچ شخص و مسؤل خاصی در شهرستان نبوده و نیستیم. اما چنانچه در پستهای گذشته توضیح دادیم از آنجایی که هیچ مقام و مسؤلی در این شهرستان از خود اختیاری ندارد (برای نمونه رئیس سابق یا اسبق اداره گاز که قفر چه بلایی سرش آورد و بدبخت با کله از پله های زیر زمین ساختمان نیمه کاره کله ملق پایین رفت) و همه آنها را قفر جابجا کرده و می چیند و هیچ کدام بدون اجازه او آب هم نمی توانند بخورند پس مسبب اصلی که قفرخان باشد را مورد انتقاد قرار داده و ازهمو که همه کاره و حکمران مطلق العنان منطقه است می نویسیم.و الا در مورد فرماندار دست گماشته وی (فرماندار سابق) که به خاطر یک ناهار و ساندیس از پیمانکاری دست برنمی دارد نوشتن چه ارزشی دارد و چه مشکلی از ما را برطرف می کند. 2- ما هم به وجود مشکلات فرهنگی و اجتماعی فراوان در شهرستان چاراویماق معترفیم و در یک دو پست از این وبلاگ مختصری نوشتیم اما به نظر ما مشکل اصلی چاراویماق قفر و مسولان دست گماشته و طرفداران وی در منطقه هستند که همه چیز را به دست خود گرفته و تنها منافع شخصی خود را پیش می برند. 3- ما مشتاقانه منتظر دریافت نظرات و انتقادات دوستان و دلسوزان چاراویماق می باشیم و آنها را بدون هیچ کم و کاستی در این وب منتشر خواهیم کرد خواه به ضرر ما باشد خواه به نفعمان 4- ما طرفدار راست و چپ و یا هر گروه دیگر در کشور نیستیم و مطالب نوشته شده که دوستان فکر کرده اند علیه گروه خاصی است صرفا" برداشتما از وضع موجود شهر و استانمان بوده و هیچ اصراری نداریم که درست گفته باشیم/ از نظر ما شعارها و مطالب بیان شده هیچ گونه تناسخی با عملکرد گذشته بعضی نداشته و ندارد. همین و بس 4- در پایان اگر دوستانی فکر کردند که مطالب ناجور و یا خدای نکرده کلمات نامناسب در نوشته هایمان بوده از حضورشان عذر خواهی می کنیم.
از این به بعد ما مناطق تحت دیکتاتوری قفر پدرخوانده را با عنوان "قفر خان کندی" می آوریم.
در پایان چند نمونه از نظرات ارسالی را می نویسیم:
پست: شب نامه انتخاباتی: http://caroymaq.persianblog.ir/post/11/
البته چون بنده از نزدیک ایشان و خانواده ایشانرا می شناسم باید چند نکته رو اظافه کنم..
یادت رفت بگی این اقا ادوات راه وترابری رو بسیج کرده تا واسه معادنش راه بکشن
خرید معدن سنگ اهن کوه بابا یادت رفته *****
ضمن تشکر شما با این همه تبلیغ چشمه پیرسقا چرا خودتان مهاجرت کردید
***** اگر نوشته هایه شما حقیقت دارد. که برخی میدانم حقیقت دارد. نویسنده: شهروند ***** بحثهای شما با کمی دقت فقط از سر احساسات و نه از سر تحقیق نوشته شده است امیدوارم این مردم بیچاره که نمیدانند حرف کی درست است خودشان بروند مطالعه و اگاهی پیدا کنند و سپس قضاوت کنند این همه نوشتن از سر عقدگی از عقب ماندگی منطقه است که علت ان هم این چرندیات نیست بلکه خود مائیم فقط ما که اجازه میدیم انجوری به هر کسی توهین بشه و... نویسنده: ناشناس ***** از متنهای خوب و قوی حضرتعالی به نوبه خود ممنونم . ولی تنها انتقاد و تخریب یک گروه در مقابل گروه دیگر نشانگر شکست سیاسی و یا ... می باشد . اگر منصفانه مطلب بنویسی و در کنار هزارن بدیها به یک عملکرد خوب هم اشاره کنی و سایر دردهای منطقه را که ظاهراً برای شما کم اهمیت ولی در نتیجه ویران کننده شهرمان هستنند توجه کنی ***** سلام من چار اویماق هستم خسته از جور زمانه وانقدر بی حرمتیها دیده ام که حتی نمی توانم به زبان بیاورم زمانی زمین من زرخیز بود چه اربابها ی را که من ثروتمند نکردم می امدند می خوردند باغهایم محل عیش ونوش بود کوههایم محل شکار سایه ی درختهایم راکه نگو بعد از هر گردش وشکار جای مناسبی برای کباب کردن بره های لذیذم که از اهالی زحمتکشم می گرفتند ومی خوردند ومی گفتند چه ادمهای ابلهی بله اهالی ملک من ابله نبودند ونیستندونخواهند بود آن گرگ صفتها از مردم ساده ومهمان نواز ملکم به عنوان نر دبان ترقی استفاده می کردند خانها چه ظلمهاکه نکردند ولی نور امیدی در دل این مردم کشاورزم دمید آن هم انقلاب بود همه خوشحال بودند که از زیر یوق خانها بیرون آمدند خودشان آقای خودشان خواهند شد دست رنجشان را همراه خوانواده شان می خورند خلاصه هزار ویک خیال دیگر نمیدانستند که از گرگ راحت می شوند ولی گیر حیوانهای زالو وروباه صفت می افتند که همچون زالو خونشان را تا آخرین قطره می مکند وهمچون روباه به حیله ونیرنگ مالشان را از دستشان بیرون میاورند بله من چاروایماق هستم معادنم زیاد است ولی .....شیرینی میوه هایم را هیچ شکری ندارد اما.... نویسنده: یالقوز چار اویماقلی ***** حتما فرماندار قره آغاج نیز دلش می خواهد برای مردم کار کند ولی به دلایلی که نوشته اید نمی تواند باید کمک کرد این برادر گرامی موفق شود چون بهر حال او فرماندار است و رشد و تعالی منطقه را می تواند به حد اعلی برساند که این امر محقق نمی شود مگر با کمک همه اهالی و رسانه ها بخصوصو افراد دست به قلم من پیشنهاد می کنم برای قره آقاج یک هفته نامه چاپ شود بنده هم مطالبم را برای چاپ می فرستم [ چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٧ ] [ ۱٠:٥٧ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
فرماندار چاراویماق: "چاراویماق دومین رتبه اشتغالزایی در استان را دارد"
خبر بالا را در وبلاگ "بیزیم چاراویماق" وابسته به فرمانداری چاراویماق خواندیم، اولش باورم نشد که در مورد چاراویماق است بعد چون دقت کردیم دیدیم بلی تیتر فوق درست است به همین خاطر سعی کردیم در یکی دو روز گذشته مصداقی برای این ادعای حضرات پیدا کنیم که شاید در جایی از این شهرستان برای کسی شغل زایانده باشند. چیزی که مسلم بود و پس از بررسی فراوان بدان مطمئن شدیم در این شهرستان به غیر از مهاجرت دادن مردم و گریزاندن آنها از شهر و روستا کاری انجام نشده است که بشود آن را شغل زایی قلمداد کرد اما چون بیکاران از این شهرستان کوچ کرده اند پس در نتیجه آمار بیکاری خیلی پایین می آید. و براحتی شهر ما دومین رتبه را بدست می آورد. و البته اگر مسولان و قفرچی ها حمایت کنند در عرض یک دوسال آینده ریشه بیکاران که هیچ بلکه ریشه مردم و تمام روستائیان را نیز می کنند و براحتی شهر ما مقام اول کشور را در راه مبارزه با بیکاری و ایجاد شغل – شغل مهاجرت اجباری!! – بدست میاورد، و باید این تجربیات گرانبها و ارزشمند را در اختیار سایر مناطق بیکاردار ایران نیز قرار دهند ما جمله فوق را تنها بسان بالا می توانیم تفسیر کنیم و الا شغل ایجاد شده ای در این منطقه ما ندیدیم کاش این مقام محترم اعلام می کرد چه شغل زایانده است که چنین ادعایی می کند؟ شاید منظورشان معدن خاک صنعتی آراز باشد ولی تا آنجا که معلوم است کسی در این معدن از شهرستان چاراویماق مشغول نیست و یکی دو نفر مشغول در آنجا نیز از خارج استان آمده اند و شرکت باربری محبی که از قبل بوده و کسی را سرکار نیاورده بلکه با تعدادی ماشین سنگین خارج از استان قرارداد –حالا بماند چه نوع قراردادی- بسته است و همین، در مورد ماشین های سنگین داخل معدن تا آنجا که واضح و ورد زبان همه است این ماشین آلات از آن جهاد کشاورزی و اداره راه و ترابری چاراویماق هست کاش عنوان می کردند و ما هم با افتخار تمام از آنها نام می بردیم منتها چون توی این منطقه حساب و کتابی وجود ندارد و کسی نیست از این آقا بپرسد این اشتغالزایی کجا و در چه زمینه ای بوده؟ پس ایشان براحتی هر حرفی را می توانند بزنند سنگ مفت و گنجشک مفت بالاخره باید اسمی از این حضرات در منابع خبری –حالا هر سال یکبار هم باشد!- بیاید دیگه مهم نیست چه می گویند؟ کی دقت می کنه و راست و دروغش را می پرسد؟ چند روز دیگر اگر شنیدید چند راس بره شبیه سازی شده، اورانیوم 50 درصد غنی شده و ... در چاراویماق ایجاد شده است اصلا" تعجب نکنید اینجا همه چیز ممکن است قوچ ارمنی و پلنگ آفریقایی و حتی زرافه قفری و گورخرعربی و گرگ قطبی و روباه هندی نیز در این شهر و منطقه پیدا خواهند شد ... عجله نکنیم. [ سهشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢ ] [ ۱:٥٢ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
هدف نیروی انتظامی {؟!} چاراویماق چیست؟ ایجاد امنیت یا ناامنی، دفاع از مردم یا دفاع از منافع قفر و طرفدارانش واقعا" سرم گیج رفت وقتی عکس مربوط به واقعه روز شنبه (عید مبعث) قره آغاج را دیدم، تنها به خاطر یک تخلف رانندگی که آنهم معلوم نیست تخلف باشد یا نه چون راننده کامیون ماشین را نگه داشته است – پس باید طبق قانون عمل می شد و راننده جریمه می شد- و نیروی انتظامی وی را به ماشینی چپانده در حالی که خانم و برادر خانمش (فرد مجروح در تصویر) داخل کامیون نشستند او را به سمت پاسگاه می برند که در این حین برادر خانم از ماشین پایین آمده جهت اعتراض و پرس و جو از علت عمل دنبال ماشین می افتد که باتوم سربازی وی را چنین غرق خون می کند و .... واقعیت این است که نیروی انتظامی شهرستان از ابتدای امسال کارهای عجیب و غریب و ضد مردمی خود را بیشتر کرده و جولان چشمگیری در شهر و روستاها می دهد گرچه در سالهای قبل نیز شاهد چنین رفتارهای غیر قانونی و زشت از نیروی انتظامی بودیم که بارزترین آن کتک زدن فرهنگی باسابقه شهر در صف نانوائی و احضار وی به پاسگاه توسط سرهنگ نیروی انتظامی به خاطر اینکه این فرهنگی صفش را به جناب سرهنگ نداده بود، ولی به نظر می رسد امسال شروع پرکاری در پیش گرفته اند و خدا به مردم ما رحم کند تا آخر سال چند نفر را بدبخت خواهند کرد الله اعلم نمونه های زیر مهم ترین اقدامات ضد مردمی نیروی انتظامی از اوایل امسال می باشد: 1. حمله به روستای آراز گونئیی و دستگیری چند ساعته تعدادی از مردهای روستا بدون حکم و مجوز قانونی جهت سرکوب معترضین قفر و عسگر محبی که شرح آنرا در پستهای گذشتهای وبلاگ می توانید ببینید 2. حمله به روستای یانیقلی برای سرکوب معترضین قفر 3. رشوه خواری عظیم استوار عظیم نورانی مسؤل بازداشت شده حوزه نظام وظیفه شهرستان 4. ضرب و شتم جوان چاراویماقی بدون هیچ گونه جرم و گناهی حال سؤال از نیروی انتظامی چاراویماق این است که هدفشان از این کارها چیست؟ آیا آنها فقط چماق قفر در منطقه هستند؟ و هدفی جز سرکوب مردم و مخالفین قفر ندارند؟ آیا می خواهند بنا به گفته یکی از فرماندهان اسبقشان در شهرستان زهر چشم از مردم بگیرند که دیگر مثل بقیه شهرستانها نشود و مردم به طور سنتی از نیروی انتظامی، پاسگاه و مامور بترسند؟ وی افزوده بود: اینجا منطقه بن بستی است و هیچ وقت امکان ندارد بازرسی بیاید و اگر هم آمد می توانیم ماسمالی کنیم چرا توزیع کنندگان مواد مخدر به راحتی در شهر و روستاها فعالیت کرده و مردم را بدبخت می کنند بدون اینکه کسی از نیروی پرطمطراق انتظامی شهرستان که دیگر انواع ماشین سبک و سنگین در اختیار دارد با آنها برخوردی کند؟ چرا کسی پیگیر خودکشی های دوسال پیش سه نفر از معتادین شهر قره آغاج نمی شود چرا هیچ مرکز بازپرورش معتادین و یا حداقل مبارزه با مواد مخدر در شهر ایجاد نمی شود. چطور قره آغاج منطقه امنی برای خلافکاران و رشوه خواران و زور گیران و اختلاس کنندگان و ... شده است و کسی نیست با آنها برخورد کند. چرا این قدر انحرافات اخلاقی در شهر گسترش می یابد و هزاران چرای دیگر!!؟ در این بین شما فقط مواظب هستید که کسی به قفر نگوید بالای چشمت ابروست و یا "نییه گؤتۆن قارادێ؟" آری بن بست و محروم بودن شهر ما باعث شده که هر قدرت دار هرچه دلش می خواهد انجام دهد بدون اینکه به کسی جوابی بدهد و یا خدای نکرده از کسی اعتراضی بشنود. آری اینجا باید مردم از مامور بترسند که چون راهشان به روستا می افتد مرغ، بوقلمون، روغن حیوانی، عسل و ... رایگان از مردم بگیرد. و براحتی واضحترین حق ها را ناحق کنند. آیا کسی هست؟ آیا فرماندار چاراویماق که دوستانش ادعا دارند دلسوز و خدمتکار بوده و هدفی جز ترقی و پیشرفت منطقه ندارد می تواند توجیهی از فرمانده نیروی انتظامی بخواهد؟ و یا در صورت که مطمئن شد این نیرو مقصر بوده از آنها توضیح بخواهد؟ آیا روزنامه ای خواهد نوشت؟ آیا شبکه استانی اعلام خواهد کرد حاشا و کلا، استغفرالله در استان آیت الله شبستری از این حرفها محاله و این چرندیات را دشمنان دین و قرآن می پراکنند اصلا" این جوان را همین پانتورکها زدند (از آنجایی که کسی در قره آغاج اینطوری – پانتورک به قول حضرات- پیدا نمی شود پس یکی از پانتورکهای تبریز آنجا رفته و این جوان را زده است که ما را پیش کشورهای استعمارگر و جهانخوار سیاه بنماید.) پس نباید صداش دربیاد و هیچ کس حق ندارد در این مورد حرفی بزند. حالا خود همین آقایان در منبر اعلام می کنند که در ملک پادشاهی پلی نیاز به تعمیر داشته و سوراخی در قسمتی از آن ایجاد شده بودی، روزی پای گوسفندی در این سوراخ رفت و شکست و چون پادشاه خوبی بود شب خواب دید که در قیامت حساب شکستن پای گوسفند را از او می کشند که تو چه پادشاهی –پادشاه از وجود پل خبر نداشته- هستی و چرا دستور ندادی آن پل را تعمیر کنند حالا باید مجازات شوی{!!!} (البته چون شاه بوده بازخواست شده و الا اینها که شاه نیستند خدمتگزار مردمند !! و ...) آنوقت جوانی طعمه باتوم نیروی انتظامی می شود و هیچ صدایی در نمی آد و آب از آب تکان نمی خورد. آری ما در چاراویماق هزاران مشکل داریم. دوستان عزیزی که فکر می کنند ما کشش می دهیم توجه کنند، ما چرا کشش می دهیم این آقایان دارند کشش می دهند این حضرات می خواهند حتی استخوانهای ما را هم بخورند. برای اینکه درستی و دروغی حرفهای ما را دریابید یک سفر چند روزه مشکل را حل می کند پولش را هم می دهیم و خونه مان هم در اختیارتون این وقایع را ما ایجاد نمی کنیم که می گویید کشش می دهیم، ما حق مردم غیر قفری را نمی خوریم، ما روستاها را بر طبق آرا داده شده به قفر لیست بندی نمی کنیم و حتی ما چنین ادعایی هم نداریم خود طرفداران قفر و دوستان وی علنا" می گویند، خود آقای خلیل زاده –اداره راه و ترابری- در جمع مردم و در جواب افرادی از روستاهای غیر قفری که تعمیر راه ارتباطی شان با قره آغاج را می خواهند اعلام می کند: به نظر من روستاهای غیر قفری نباید راه داشته باشند. ما نمی گوییم که وامهای خشکسالی و سیل – مخصوص روستائیان و کشاورزان- را در قره آغاج –شهر- طرفداران قفر دریافت کرده اند، اصلا" ما ازوجود چنین وامهایی خبر نداریم بلکه خود آقایان چنین می گویند. ما نمی گوییم که آرد سهمیه مردم بدبخت روستاهای کوهستانی را در شهرهای همجوار به طور قاچاق معاون بخشداری وقت در سال 1378 فروخته بود و این ملت مجبور بودند از آن شهرها آرد سهمیه خود را به قیمت چند برابر خریده و به همان اندازه کرایه داده تا از گرسنگی نمیرند، بلکه این را خود آقای معاون اعلام کرد و چون قضیه بالا گرفت با افتخار تمام به یک شهر دیگر منتقل شد البته در سمت مدیر آری دوستان اینها را ما نمی گوییم و ما ادعا نمی کنیم اینها واقعیت جامعه ما و چاراویماق مظلوممان است لطفا" کمکمان کنید [ سهشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢ ] [ ۱:٤٩ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
کامیون فوق از مشکین شهر که روز شنبه گذشته - عید مبعث- برای سوخت گیری وارد شهر قره آغاج شده بود به دستور نیروی انتظامی جهت توقف کمی دیرتر اقدام می کند البته با توجه به کم عرض بودن خیابان طبیعی است و این امر باعث می شود که نیروی محترم انتظامی! راننده را داخل ماشین کرده تا به پاسگاه ببرد، - خانواده راننده و برادر خانمش نیز در داخل ماشین بودند که چون برادر خانم وی از ماشین پایین میاد که بپرسه چی شده و چرا این آقا را می برند با ضربه باتوم سرباز نیروی انتظامی غرق در خون خود می شود.
[ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ٢:۳٤ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
استوار: دندان هایت را بکش با 3 میلیون تومان معافی!؟ بزرگترین رشوه خواری در چاراویماق اینگار این شهر نفرین شده ما آزمایشگاهی شده است برای افراد مختلف و وسیله پرتاب گروهی و از آنجا که هیچ حساب و کتابی در این شهر وجود ندارد و به عبارتی صاحب و ناظری وجود ندارد هرکس که قدرت و سمت و اختیاری دارد به دلخواه خود عمل می کند. در این میان کار شرم آور مسؤل حوزه نظام وظیفه چاراویماق در اقدام به رشوه خواری چند صد میلیون تومانی را نیز از اینگونه عجایب باید دانست و البته شنیده شده است که حتی ماهرترین دزدان و رشوه خواران منطقه نیز از این عمل انگشت به دهان مانده اند!! استوار!! عظیم نورانی کمتر از دوسال پیش با کنار گذاشته شدن مسؤل قبلی (مهری) حوزه نظام وظیفه چاراویماق - به جرم رشوه خواری- در این سمت نصب شد. و شروع به فعالیت کرد در اتاقی کوچک در ساختمان مرکزی نیروی انتظامی شهرستان وی بنا به گفته ها اهل بناب بوده و هر روز از قره آغاج به بناب رفته و صبحها ساعت 9:30 به محل خدمت خود برمی گشت. نارضایتی از عملکرد و برخورد وی با مراجعین وجود داشت تا اینکه قضیه معافی سه برادری وی را بیشتر زبانزد مردم منطقه کرد و اینکه اکثرا" شایعات حکایت از رشوه خواری عظیم استوار عظیم نورانی در این سمت داشت و حتی وی از کسانی که مدارکشان کامل بوده و هیچ مشکلی نداشته است نیز پول هایی در حد 50 الی 100 هزار تومان دریافت کرده است و این مبالغ البته به صورت مستقیم و رودررو از مراجعین اخذ می شده است وی در برخورد با مشمولین و معافین که از شهرستانها بنا به صدور شناسنامه شان از چاراویماق به این حوزه مراجعه می کردند غیر مستقیم رشوه دریافت می کرده است که کسی برایش شاخ نشود. و کمتر کسی از گروه معافین سه برادر در شهرستان پیدا می شود که پولی به استوار نداده باشد. اما در قضیه معافین پزشکی استوار با مهارت کامل با همکاری و هماهنگی دکتر نریمانی پزشک قانونی شهرستان اقدام به دریافت رشوه های فراوانی کرده اند که یکی از همین موارد باعث دستگیری وی و پزشک نریمانی در خرداد ماه شد. ماجرا از این قرار است: گروهی از مشمولین ایلات شهرستان که در بعضی روستاها ساکن شده اند از جمله اورتا سو و ... با مراجعه به استوار خواستار معافی و عدم انجام خدمت سربازی می شوند استوار با توجه به ناآگاهی این افراد و اینکه اینها پولدار هم هستند به آنها پیشنهاد می کند که باید همه دندانهای خود را کشیده و سپس با تایید پزشک قانونی شهرستان پرونده معافی برایشان تشکیل دهد که البته هزینه کامل این عملیات 3 میلیون برای هر مشمولی آب می شود ماسوای هزینه رسمی و قانونی و غیبت و ... 2 میلیون را استوار نوش جان می کند و یک میلیون را دکتر نریمانی و هوشنگ چرچیل قره آغاجی دندان حضرات را در آن واحدی کشیده و همه را بی دندان می کند و با تایید نریمانی پرونده معافی تشکیل می شود. و جوانان ایلاتی ما با پرداخت 3 میلیون رشوه و مبالغی دیگر به روستای خود بر می گردند و منتظر رسیدن کارت معافی به در خانه هایشان می شوند اما با گذشت پنج شش ماه خبری نمی شود و پیگیریهای بعدی از استوار نیز کارساز نمی شود که کار به دادگاه و اعتراض در جلوی آن می شود و چون قضیه بالا می گیرد نیروهای اطلاعاتی و ... وارد عمل می شوند و می بینند که آن ممه را لولو خورده و چه لولویی و بنا به شنیده ها استوار در اعترافهای خود به اخذ 250 میلیون تومان رشوه در کمتر از دو سال مقر می شود و این در حالی است که با وجود اعلام عمومی در شهرستان جهت شکایت از استوار مردم به دلیل ترس از عواقب این امر حاضر به شکایت نیستند و می گویند اگر بگوییم فردا پای ما هم گیره ... البته بنا به شنیده ها یکی از اعضای شورای اسلامی شهرستان نیز در جهت تسهیل کار استوار و فراهم سازی رشوه خواری کمکهایی کرده و خود وی نیز در این مورد از روستائیان بدبخت بره و بزغاله و ... دریافت کرده است و حتی موقع برگشتش از کربلا کسانی برای وی گؤروش – هدیه، کادو – برده اند که اصلا" وی را نمی شناخته و با او آشنا نبوده اند که معلوم شده همه در جهت استفاده از معافی استوار بوده است. شنیده ها از محفل باندهای نزول خور و رشوه خوار و قدرت شهرستان حکایت از آن دارد که همه آنها متعجب شده اند چطور یک استوار دودول توانسته است چنین عملی انجام دهد؟ و حتی بعضی از آنها اعلام کردند که باید از این استوار درس آموخت. البته در این وسط باید مردم ما را نیز مقصر دانست که به دلیل ترس و عدم آگاهی از قوانین و شرایط جامعه این چنین اعمال را با خیال راحت می پذیرند و این نکته نیز قابل توجه است: که ترس از نیروی انتظامی و مامور در بین مردم روستاها یک امر مبتلا و عادی است و اگر روزی یک مامور و سرباز صفر پاسگاه جلوی یکی از مردم روستاها را بگیرد و بگوید یک میلیون بده طرف نداشته باشد هم قرض می کند که مبادا مامور بلایی سر او بیاورد. و البته برخورد مامورین و مسولین پاسگاه نیز گسترش دهنده چنین بلایی است. زبانحال استوار نورانی: من استوارم، سرتیپ دن قاباغم سرتیپ آلیر بیر میلیون، میلیونردن قاباغم دودول اولسام جیبیم دولو، فرمانده دن قاباغم من استوارم، سرلشگر دن قاباغم من استوارم [ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٥٦ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
اینترنت پرسرعت قره آغاج خوشبختانه با پیشقدمی چند نفر از جوانان قره آغاجی خط اینترنت پرسرعت این شهر متصل به تبریز راه اندازی شد و امید است که این تکنولوژی کمک شایانی به پیشرفت شهر و منطقه، اصلاح فرهنگ و روشهای غلط موجود و رفع محدودیتهای اشتباه بکند. البته اینترنت عادی خط شهر قره آغاج مدتهای مدیدی است که قطع می باشد. آری کورسوئی است اندر تاریکی که فرهنگ غلط ما عوض شود دیدها را عوض کند جو اشتباه سنتی مان را تغییر دهد به زنان و دختران اجازه بیرون آمدن از خانه را دهد و ....بی خبری و نا آگاهی را بر اندازد که براندازی آن براندازی قفر را در پی خواهد داشت. و براندازی قفر خود پیروزی بزرگی برای رفتن به سوی پیشرفت است. البته منظور از قفر خود وی و سیستمی است که جا انداخته و گرنه وی در دور آینده نمی تواند نماینده شود اما سیستم جبارانه اش همچنان با توان تمام در حال چاپیدن است. [ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٥٤ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
عسگر محبی و پرورش ماهی در سد روستای خولام عسگر محبی و محبی های دیگر به عنوان طرفدار دو آتشه قفر اینک در چاراویماق هر جور که دلشان بخواهد می چاپند این بی حیا ها به کسی رحم نمی کنند شهر و روستا برایشان فرق نمی کند و چون خر قفر شدند همه باید خر آنها شوند. روستای خولام در جاده مراغه قرار دارد که به نظرم به صورت تحریف شده آنرا خرمدرق می نویسند و در اسناد بیان می کنند. چندین سال پیش یک آبندی در این روستا جهت کشاورزان منطقه برای کاشت و کشاورزی احداث شده بود که استفاده می شود. چندی پیش آقای محبی از آنجا که همه کاره است مقداری ماهی پرورشی در این سد رها می کند که من اینجا ماهی پرورش می دهم و کسی حق استفاده از آب سد را ندارد. (این بی حیاها فکر می کنند منطقه مال باباشونه و کسی اینجا حق حیات ندارد بجز کسانی که آنها اجازه دهند و به همین خاطر است که قفر می گوید تمام روستاهای جنوب غرب (کوهستانی و مرتع دار) باید خراب شوند و اینجا را به جنگلبانی (منظور خودش و باندش) بسپارد علت چیست؟ چون در این روستاها قفر طرفدار آنچنانی که خرش باشد ندارد پس نفوذی ندارد و این مردم باید از بین بروند) کار بالا می کشد و قفر به عنوان نماینده (خجالت می کشم این کلمه را بکار برم چون واقعا" در بین مردم چاراویماق ادم دودوزه باز و کلک و حقه باز و مال مردم خور و ظالم و بی حیا خیلی کم و قابل شمارشند و اکثر مردم منطقه آدمهای صاف و بی آلایشند حالا چطور قفر می تواند نمایانگر این مردم باشد؟) پا در میانی می کند ـ کاش پاش می شکست و نمی تونست اونجا بیاد- قرار می گذارند که کشاورزان منطقه پول ماهیهای عسگر را بدهند!!!! (بی حیایی تا چه حد، خانها هم این غلط را نمی کردند) و از سد استفاده کنند. مردم بدبخت بعد از اینکه 13 میلیون تومان پول زور به عسگر می دهند می گویند شاید این ماهی ها بزرگ شوند و بشود آنها را فروخته پولشان را دربیاورند و به همین خاطر با احتیاط از آب استفاده می کنند اما چند روزی نمی گذره که همه آنها به خاطر بیماری از قبل داشته می میرند و بعدا" فاش می شود که این سازش قفر و عسگر با کشاورزان مصلحتی و در جهت جلوگیری از ضرر رسیدن به عسگر بوده است نه برای حال کشاورزان [ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٥٢ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
شنبه بازار قره آغاج و مجتمع اداری چاراویماق و چند مشکل عمده روستائیان چاراویماق چند سالی است که کار ساخت مجتمع اداری قره آغاج در قسمتی از بیرون شهر درست در زمین شنبه بازار قره آغاج شروع شده است و با توجه به نبود زمین مناسب دیگر، بازار هفتگی نیز در کنار همان مجتمع و در قسمت باقی مانده زمین بازار برگزار می شود. و اینک تعدادی از این ساختمانها آماده شده و در حال استفاده می باشد از جمله ساختمان بهزیستی و ساختمان ثبت احوال شهرستان و ... اما مشکلی که خیلی از مردم و مراجعین به این ادارات با آن درگیر هستند نبود مسولین و کارمندان ادارات در محل کار خود علی الخصوص در روز شنبه که بازار هفتگی برگزار می شود است. این مشکل با توجه به اینکه اکثر مردم روستاها فقط در روز شنبه –با توجه به دور بودن و نبود جاده و وسیله ارتباطی با قره آغاج و مشکل بنزین ماشینهای قدیمی و پرمصرف - به قره آغاج امکان رفت و آمد دارند و طبیعتا" در چنین روزی به دنبال انجام کارهای اداری خود هستند با اتاقهای خالی از کارمند و مسئولین ادارات مواجه شده و بدون اینکه کاری از مشکلشان انجام شود مجبورا" برمی گردند. برای مثال اینجانب در روز شنبه ای در پایان سال گذشته برای یک استعلام ساده به اداره ثبت احوال مراجعه کردم، در وحله اول اعلام کردند باید فرم مخصوص جواب استعلام را از آبدارچی گرفته و همانجا چند کپی از آن تهیه کنم – تعجب نکیند هنوز در چاراویماق هر کس در ادارات نیاز به فرم و کاغذ اداری مربوط به کارش داشته باشد باید خود با پول خودش از آن کپی تهیه نماید حالا خدا را شکر که این اداره خود یک دستگاه کپی در اختیار آبدارچی گذاشته و فرمها را به او سپرده که با دریافت پول از آن فرمها برای مراجعین کپی می گیرد.چنین مشکلی در نیروی انتظامی شهرستان به مراتب خیلی حادتر بوده و مواردی بوده که مامور نیروی انتظامی در یک روستای دور افتاده که سوادداری هم در انجا یافت نمی شود خواستار کاغذ آ4 و آ3 و ... شده است، و بعضی از ادارات مثلا" بهداشت برای صدور دفترچه موقع رفتن به روستاها با یک عکاس از بین دوستان خود قرار گذاشته و دستگاه کپی آنان را برده و به ازای هر کپی خداتومان پول می گیرند - رفتم سمت آبدارچی محترم، نبود با پرس و جو معلوم شد که ایشان تشریف بردند بازار و معلوم نیست کی برمی گردند یک ساعتی منتظر شدم و همراه بنده تعداد زیادی مراجعه کننده دیگر بعد از یک ساعت آقای آبدارچی با دستهای پر از میوه و سبزی تشریف آوردند – خدا را شکر که بازار چسبیده به ساختمانهاست- و کلی فیس و افاده که خسته شده اند، بعد فرمها را برای ما کپی گرفتند. من سراغ کارمند مورد نظر رفتم که ایشان تشریف برده بودند بازار – ساعت دوازده ظهر است و من باید بعد از این به بانک بروم. دراین مدت که منتظر کارمند مورد نظر بودم دیدم آقای آبدارچی خریدهای خود را تقسیم می کند و توی هر اتاقی چیزی می گذارد و به هر کسی چیزی می دهد معلوم شد ایشان برای همه حضرات از رئیس گرفته تا سایر کارمندان خرید کرده است. پرسیدم که شما برای همه خرید کردید پس این آقا که ما باهاش کار داریم کجا تشریف بردند؟ گفت الان میاد رفته یک سری به بازار بزند و ببیند اوضاع چطوره؟ قیمتها و ... پرسیدم خوب حالا چکاری با قیمتها و ... دارند ایشان مگر غیر از گوجه و خیار و ... چیز دیگری هم می خرند. جوابی داد که سرم سوت کشید -ای آقا ایشان که نه ولی بعضی از کارمندان ادارات اینجا دللال و مغازه دار و بازارچی هستند و دستی هم توی خرید و فروش دارند یکی گوسفند خرید و فروش می کند یکی طلا فروش است و آن یکی هم خواربار فروش، یکی مصالح فروش و ... آری ایشان تشریف نیاوردند و کار من را بالاخره یکی از حضرات زحمت کشید و انجام داد و درست زمانی به بانک رسیدم که درش را بسته بودند و اینترنت هم قطع شده بود که نتوانستم کار خود را آنروز تمام کنم این وضع شنبه است اما در روزهای دیگر به خاطر دور بودن مجتمع از شهر – البته منظور از دور بودن 1 کیلومتر فاصله است- و خلوت و بی حساب و کتاب بودن آنجا و نه اینکه حضرات به مغازه ها و دکانهایشان دسترسی نزدیک ندارند محل کار را ترک کرده و داخل شهر برای خود کار می کنند و بازم قضیه مراجعین بدبخت و دست خالی برگشتن آنها تکرار می شود حالا اگر مراجعی آشنا داشته باشد به کارمند مورد نظر زنگ می زنند برگردد و یا همکار باقی مانده – البته نوبتی باقی می مانند- در اداره کار او را انجام می دهد و اگر هم مثل من از یک روستای دور افتاده و بدون آشنا باشد می گویند فردا و یا هفته دیگر و جالب اینکه این آقایان کارهای همدیگر و دوستان و آشنایان و پارتی داران را بدون اینکه طرف خبر داشته باشد حتی شده در خانه خود انجام می دهند بطور کلی در ادارات فسقلی قره آغاج اگر آشنا نداشته باشی کارت زار است ولی اگر کوچکترین آشنا و یا کمترین طرفدار قفر اسماعیلی باشی کارت بدون اینکه خودت بفهمی انجام می شود، فقط لازم است لب تر کنی در این بین ساکنین قره آغاج با توجه به اینکه اکثرا" با هم آشنا بوده و کارمندان ادارات نیز از بین خودشان می باشند مشکلی نداشته و شاید کمتر کسی پیدا شود که مشکل آشنا و پارتی داشته باشد ولی بدبخت روستائیان چون ما که باید ماهها برای کوچکترین کار اداری بدویم شش ماه طول می کشد که وام ازدواج بگیریم 4 ماه طول می کشد که پس از توهین های فراوان رئیس و کارمندان بانک کشاورزی وام بگیریم. مدتها طول می کشد که بتوانیم برای پیگیری مشکلات حقوقی و دعاوی خود در دادگاه حاضر شویم و آنهم پس از تهدید و توهین کافی و وافی مامورین پاسگاه و کارمندان دادگاه و نگاههای تحقیر آمیز قاضی – این در حالی است که بزرگترین کلاه بردار قره آغاج – حاج احمد شیرزاد که چندین قطعه زمین را به تعداد زیادی فروخته بود- با افتخار تمام و با خوش و بش قاضی در دادگاه با گردنی افراشته حضور می یابد و خود را که هیچ بلکه خریداران را مقصر می داند – وی از طرفدارن و شیفتگان و جیب پرکردگان قفر است مدتهای مدیدی دنبال وام سیل و خشکسالی می دویم و آخر هم موفق نمی شویم و بعد از سالی می شنویم فلانی توی قره آغاج وام سیل و خشکسالی گرفته و جالب اینکه قطعه ای زمین زراعی و .... هم ندارد و اصلا" سیل ندیده و خشکسالی را حس نکرده و .... بلیط اتوبوس به تهران می گیریم و روی بلیط می نویسند صندلی 9-10 و صندلی های جلویی، اما موقع سوار شدن می فرستندمان پای بوفه – پس آقای جعفری چی شد اینکه اینجا نوشتی و این پای بوفه؟! بلی آقای فلانی و حاجی پیشیک قره آغاجی امروز میلشان کشیده سفری به تهران داشته باشد و گرچه ماشین شخصی فراوان دارد اما اینطوری به صرفه است. و با پرورویی ادامه می دهند: اگر نمی خواهی پیاده شو، کسی مجبورت نکرده، یک عالمه پول بابت یک گونی وسائل دادی و اگر پیاده شوی کجا بری و چه کنی به غیر از این ماشین و این آقایان کسی و جایی دیگر وجو ندارد که مسافر کشی کند و دوستی گفت به فرمانداری اعتراض کنید و اعتراض کردی یکی از دوستان ما آقای جعفری پا در کفش کرد که این فرد باید پیاده شود مگر هئریکی است که بتواند اعتراض کند و سوار ماشین شود و برود تهران بلیط مهم نیست. هر چه من میگم فرماندار کییه؟ و چه خوب گفتی مردی میانسال که از این کار حضرات از قره آغاج فرار کرده بود و به خاطر مشکل شناسنامه اش مجبور شده بود سفری برگردد تا کارش را درست کند: که اینجا جعفریها برای خودشان فرمانداری هستند از فرماندار قوی تر، اگر اعتراضی داری به خود اینها بگو- واقعا" چه جالب واقعیت چاراویماق را گفت آری در قره آغاج هر کسی پول داشته باشد و هر کسی قفری باشد فرماندار است و بخشدار و ... و همه کاره
و این وضع ادامه دارد تا.... [ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٤٧ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
کتک زدن مردم روستای آراز گونئیی توسط نیروی انتظامی محبی: هم معدن را می بریم هم خودتان را، چی فکر کردید*؟ بهره برداری از معدن خاک صنعتی روستای آراز گونئیی که بیش از یک سال است بی امان توسط قفر اسماعیلی نماینده؟! شهرستان و عسگر محبی طرفدار شیفته و ضد مردم چاراویماق قفر ادامه دارد و به استانهای مرکزی کشور فرستاده می شود با اعتراض مردم شهرستان و علی الخصوص مردم این روستا مواجه شده است آنان بارها در دیدار با قفر و مسولین شهرستان خواستار احداث کارخانجات و صنایع مرتبط با این معدن و سایر معادن غنی موجود، در شهرستان را داشته اند که بدون جواب مانده است و حتی نیروهای کارگری مشغول در این معدن از خارج استان تامین می شود و به همین دلیل حدود یک ماه پیش مردم این روستا با بستن راه معدن به قره آغاج خواستار رسیدگی به مشکلات خود و معدن را داشتند. قابل ذکر است که این معدن درست در وسط زمینهای کشاورزی مردم قرار دارد و تا بحال چندین قطعه بزرگ از این زمینهای کشاورزی از بین رفته است و هر روز با برداشت و بهره برداری بیشتر زمینهای تازه ای از بین می رود. ولی قفر اسماعیلی اعلام کرده است زمین روستایی ارزش ندارد و اگر در طرح راه و معدن و ... قرار گیرد هیچ کس حق اعتراض ندارد. پس از رسیدن خبر بستن راه توسط مردم روستا به قره آغاج و حضرات بلا فاصله نیروی انتظامی شهرستان وارد عمل شده و دقایقی بعد وارد روستا می شوند - البته اگر اتفاقی بر علیه مردم در این روستا بیفتد تا ماهها هم کسی سر نمی زند. آنها بلافاصله مردان را دستگیر می کنند و اعلام می کنند که اگر جاده را باز نکنند همه شان را دستگیر کرده و به پاسگاه شهر می برند. و در این حین اقدام به کتک زدن مردان دستگیر شده می کنند. اما لحظه ای بعد سخنی از دهان سربازی بیرون می آید که وضع عوض می شود وی خطاب به یکی از دوستان خود که در بین دستگیر شدگان بوده می گوید ما حکم آمدن به اینجا نداریم و حکم بازداشت و .... نیز بالطبع نداریم. با شایع شدن این قضیه و پا در میانی پیرزنان دستگیر شدگان را آزاد می کنند و جاده باز می شود. حالا سؤال اینجاست: چه کسی نیروی انتظامی را به این روستا در عرض چند دقیقه فرستاده است؟ آیا کسی جز قفر و عسگر محبی –که همه کاره شهر شده- می تواند باشد. دو شریک روسیاه چطور نیروی انتظامی بدون حکم وارد این روستا شده و مردم مظلوم آنرا کتک زده و دستگیر کرده است؟ چرا فروشندگان مواد مخدر در روستاها را دستگیر نمی کند؟ نقش عسگر محبی در این میان علاوه بر شریک روسیاه قفر بودن، به خاطر دخیل بودن شرکت باربری وی، پر رنگتر است. چه کسی جاده تازه آسفالت شده روستاهای جنوبغرب قره آغاج را که البته استاندارد هم آسفالت نشده بود از بین برد؟ جزء ماشینهای کمپرسی که برای حمل خاک معدن در این جاده روزانه هزاران بار در رفت و آمدند. و البته جاده قره آغاج – هشترود را؟ چنین قضیه در معدن روستای یانیقلی نیز اتفاق افتاده است و مردم آنجا را نیز نیروی محترم انتظامی مورد لطف قرار داده است.!!؟؟؟ چیزی که عیان است فعلا" نیروی انتظامی ما چماق قفر بر سر مردم ما شده است!! خدا آخر و عاقبتش را به خیر کند.
با وجود خرابی و نبود جاده برای روستاهایی در چاراویماق بولدوزرها و ماشین آلات سنگین جهاد شهرستان در این معدن به رایگان جهت خدمت به قفر کار می کنند و حقوق خود را از بیت المال دریافت می دارند حالا گور بابای مردم روستاها که جاده ندارند مگه جهاد و قفر مسؤل جاده مردم هستند آنها اینقدر سرشان شلوغه که وقت دستشویی رفتن ندارند حالا بیان جاده بسازند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * منظور از بردن خودتان این است که شما را هم به بردگی می بریم.
[ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٤٤ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
قفر و طرفداران این سؤال برای خیلی ها پیش آمده است که مگر رابطه قفر و طرفدارنش چه رابطه ای است که به هیچ وجه گسستنی نیست آیا ترس است، اقتصاد و پول است، و یا اعتقاد؟ آنچه را که در طی سالیان گذشته دیده و الان می بینیم این است که طرفداران و دوستان و شیفتگان این فئودال ابرقدرت منطقه نه تنها که از وی دلسرد نشده و روی گردان نشده اند بلکه با شوق و اشتیاق بیشتری به حمایت و خدمت وی همت گمارده اند و کمتر ریزشی در بین طرفداران وی می بینیم و در عوض شاید کسانی نیز به این حلقه افزوده می شوند. آنچه که مهم است نوع رابطه قفر با دوستان و طرفداران نزدیکش است و حلقه ارتباطی آنها قفر اثبات کرده است که از هیچ کاری درباره طرفداران اصلی و دو آتیشه و آنانکه مرجع قدرت و نفوذ در منطقه هستند فروگذار نکرده است و هر وقت و هر جایی لازم شده است به آنان کمکهای فراوان اقتصادی و اداری و ... رسانده است گرچه این کارها مخالف قانون و مقررات جاری کشور بوده باشد و به عبارتی هیچ محدودیتی را قائل نشده است. راس طرفداران قفر تعدادی افراد ثروتمند و با نفوذ فراوان، قرار دارند که آنان نیز برای طرفداران زیر دست خود همان روش قفر را در پیش گرفته اند به عبارتی تمام امکانات و خدمات لازم را نه از جیب خود بلکه از منابع دولتی و بیت المال در اختیار آنان قرار می دهند از نظر قفر تنها مردم و انسانهای موجود در منطقه فقط طرفداران وی هستند و بارها این امر را مورد تاکید قرار داده است و هنگام اعلام نتایج دوره گذشته انتخابات مجلس اعلام کرده بود: در این دوره تنها به طرفدارانم خواهم رسید (البته دوره های قبلی نیز چنین بود) وی تمام امکانات و منابع و سمتهای دولتی را در اختیار طرفداران و شیفتگان خود قرار داده و خواسته است که این حلقه تا پایین ترین منابع و سمتهای موجود ادامه داشته باشد برای مثال رئیس پست یکی از محمد پورها می شود و او زیردستهای خود را از بین محمد پورها می چیند و اگر نتواند نیروی رسمی موجود در پست را جابجا کند با قراردادهای موقت و انتخاب پیمانکار از طرفداران قفر در حلقه رندان جمع می کند و .... در مورد سمتهای بالای موجود در شهرستان از قبیل فرماندار و شهردار و رئیس آموزش و پرورش که پروازی هستند نیز وسواس کافی و وافی به خرج داده می شود که مسؤل انتصابی از تبریز صددرصد با قفر و دوستان وی موافق بوده و کاری در خلاف منافع آنان انجام ندهد و اگر زمانی یکی از این حضرات گوششان بجنبد سریع عوض می کند مثل رئیس سابق اداره گاز (در حقیقت وی مسؤلین شهرستان را انتخاب می کند، این نکته نیز نباید فراموش شود که وی نفوذ فراوانی در استانداری و ادارات کل استان دارد و با توجه به ثروت فراوان و نفوذ مالی بیش از حد توانسته است در تبریز و تهران برای خود برو بیایی راه بیندازد و آنها را تطمیع کند گرچه افرادی نیز در ادارات کل دارد برای مثال شوهر خواهر وی رئیس اداره کل آموزش و پرورش استان است) در چاراویماق مسؤلین و کارمندهای موجود وظیفه ای جز رسیدگی به طرفداران قفر ندارند و مشکلات آنها را حل می کنند و هیچ کاری بدون اجازه قفر و بر خلاف منافع کوچکترین طرفدار وی انجام نخواهد شد. از طرفی طرفداران قفر نیز حسابی هوای همدیگر را داشته و هیچ وقت باهم دیگر نمی افتند. قفر سعی دارد هیچ وقت کار گروهی در شهرستان انجام نشود و شخصی و خصوصی برای افراد کار انجام دهد و این باعث می شود که هیچ وقت مشکلات لو رفتن اسرار پیش نیاید و اکثرا" هیچ یک از طرفداران قفر از نوع کمک و حمایت قفر از طرفدار دیگر خبردار نمی شود. (به شب نامه موجود در وبلاگ مراجعه شود) آری قفر کار حمایت از دوستان و طرفدارن خود را به نحو احسن انجام می دهد و به همین خاطر نیز طرفداران وی در طرفدرای از وی هیچ حد و حدودی نمی شناسند و اگر روزی قفر اراده کند آنها آدم نیز می کشند چنانچه در سخنرانی سال قبل وی در قره آغاج چون فردی روستایی به قفر اعتراض کرده بود نزدیک بود طرفدارانش، آن فرد را تیکه پاره کنند و تنها با پا درمیانی چند ریش سفید نجات یافته بود. از نظر قفر قانونی وجود ندارد جز منافع خود و طرفدارانش برای مثال در قضیه احداث جاده برای روستاها، پول زمین چند طرفدار قفر که توی راه قرار گرفته بود چندین برابر پرداخت شد و چون بقیه خواسته بودند قفر در جمع اعلام کرده بود: جاده روستایی هر جا رد شود مهم نیست و پولی بابت آن به صاحبان ملک و زمین تعلق نمی گیرد. آری چیزی که در رابطه قفر با طرفدارانش وجود دارد اقتصاد و پول، نفوذ و قدرت و اعتقاد به پول است و گرنه کسی وی را به خاطر اینکه برادر شهید است و یا حاجی طرفداری نمی کند. و به عبارتی این شیفتگان و طرفداران چون پیروان حسن صباحند هر کاری که مرادشان اراده کند در دم انجام می دهند. و گاهی چنان در این راه تندروی می کنند که آدمی تعجب می کند اینان چه موجوداتی هستند. برای مثال طرفدار قفر در جهاد کشاورزی روستاها را بر اساس تعداد آراء داده شده به قفر لیست بندی می کند و تمام امکانات و مزایا –که بالاجبار باید به روستا پرداخت، نه به شخص- را بر طبق آن لیست پرداخت می کند (از قبیل کود و سهمیه آرد و ...) یا چنین کاری را برده ترین طرفدار قفر در اداره راه و ترابری شهرستان چاراویماق انجام داده و سالهاست روی این امر پافشاری کرده که برای روستاهای غیر قفری نباید راه ساخت و تا آنجا که توانسته این کار را پیش برده است.و الان هم اگر به لیست روستاهای بدون جاده نگاه کنید همه شان غیر قفری هستند. البته جهاد کشاورزی شهرستان در خدمت و حلقه به گوشی قفر آنچنان فعالیت وسیع نموده است که بیان آن خود مثنوی صد من کاغذ می شود از تهدید روستائیان گرفته تا توهین و تهمت و ....و از طرفی تشویق و خدمات اضافه دادن به دوستان قفر و .... در قضیه پارک ساختن برای شهر قره آغاج، زمین پرت و دور افتاده در کنار طویله های قره آغاج که از آن یکی از خرترین طرفداران قفر بود انتخاب شد و پولی چندین برابر آن به این طرفدار دو آتیشه که در بین مردم به ائششهک (خر) مشهور است پرداخت شد. در ادارات و در بین کارمندان نیز اگر بگردی صدی نود از حلقه طرفداران قفرند و تعداد انگشت شمار بقیه نیز هیچ کاره اند. قفر دئمه قافیل دئ قفر اۆچون اوفول دئ اؤلمهز ایتمهز خیپاندێ بوْینۇ گۆده قۇلاندێ قفر ایتدهن یاماندێ [ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٤۱ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
دست مریزاد سوئد!!
سوئد کشوری که خیلی از ماها مکان جغرافیایی آن را درست نمی دانیم و حتی اکثر مردم ما پایتختش را نمی شناسند قرار است دشمن جدید و قسم خورده ما باشد. «مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل» و اینک «مرگ بر سوئد» و فردا مرگ بر ... آری انگار لیست مرگ بر .... ما تمام شدنی نیست و هر ورز هم به آن افزوده می شود. وقتی مطلب سایت شوونیستی تابناک در مورد سوئد و روابط متقابلش با ایران را خواندم در وهله اول به سوئد ای ول گفتم، ای ول بابا دست مریزاد چه کشور زرنگی چه نفوذ و برنامه ای – البته این سایت چندی است به دشمن تراشی و معرفی دشمنهای جدید برای ایران =فارسها می پردازد. در وهله دوم به عقده و اهداف پشت پرده نویسنده شوونیست مطلب فکر کرده و ناراحت شدم که این فرد چقدر ماها را احمق فرض کرده که هرچه دلش بخواهد را بنویسد و این را به اسم تحلیل و تفسیر و با نام کارشناس به خورد مردم بدهد. واقعا" چقدر شرم آور است. که وجود یک ملتی را به خواست دولت و گروهی وابسته بدانی! آقای نویسنده طبق فرض شما نصف بیشتر مردم ایران دست پرورده و مطیع سیاست دولت سوئد هستند آنها از سوئد برنامه می گیرند و خود را طبق سیاست آن دولت می شناسند. چون افرادی که شما آنها را در متهم به عقیده ملتی به نام آذربایجان و کردستان و ... طبق سیاست سوئد کردید خیلی زیادند و به قول خودتان در هر کوره ده آذربایجان جوانان ترک همان شعارها و اهداف را اعلام می کنند. پس شماها در اقلیت هستید و معلوم نیست که چه کردید تا این همه ملت از شما و ایران رو گردان شده و سوئدی شدند. اینجا یک نتیجه می گیریم شما شوونیست هستید که ملت و مردم ایران را اینطور تجزیه کردید و سوئدیها دموکراتیک هستند که ملت رانده شده ما را جذب کردند. زمانی که در دهه 70 پدرم دزدکی نوار آشیقهای آذربایجانی را به خانه می آورد آنوقت دست سوئد در کار بوده و ... و بدین ترتیب که شما گفتید در همه امور ما ترکها و کردها سوئدیها دخالت کردند باز خدا پدرشان را بیامرزد که ما را با گذشته مان آشنا کردند که ما هم تاریخ داریم ما هم ادبیات داریم و ما هم بزرگانی داریم و ....نگذاشتند که محو شویم و این کارشان قابل ارج است در قبال آن شماها ما را انکار کردید انسان بودن ما را، حق داشتن به اینکه بتوانیم با زبان مادریمام حرف بزنیم را منکر شدید ما را در عصر حقوق بشر "خر" خواندید و هزاران فحش دیگر در تفسیر آن نصیب ما کردید پس چرا ما حرف شما را قبول کنیم و حرف سوئدیهای بدبخت را که می گویند ما انسانیم ما هم حق تکلم به زبان مادریمان را داریم ما هم مثل بقیه انسانهاییم را قبول نکنیم؟!! البته سوئدیها می گویند که شما هم انسانید پس زیاد نگران نباشید راستی اگر شعارهایی که ما در ده کورها می دهیم بر طبق برنامه ها و آموزه ها سوئد است! شعارهایی که شما در شهر و روستاها و دانشگاهها و مدارس مبنی بر خر بودن، بی تمدن بودن،ضد فرهنگ و ... ترکها، عربها، کردها و ... می دهید را چه کسی به شما یاد داده است؟
آقای نویسنده یکی از آن ده کوره ها همین چاراویماق ماست که جوانان آن شعار زبان مادری و رسیدگی به چاراویماق می دهند اگر مطالب این سایت را نگاه کنی انوقت می فهمی که شماها چه بلاهایی سر آذربایجان و چاراویماق آوردید که جوانان آن فعلا" چنین شعارهایی می دهند. چشمها را باید شست. عقده ها را از دل زدود تا در دام شوونیستهای تابناکی بیشتر از این غرق نشوید و گرنه مجبورید هر روز یک دشمن بتراشید. [ پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٠ ] [ ۱٠:٤۸ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
سکوت در آزربایجان، چرا باید باشد؟
از شروع اعتراضات بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری و به دنبال عدم حمایت اکثر شهرستانهای ایران و به خصوص آزربایجان از "جنبش به اصطلاح سبز اصلاحات" گلایه ها و شکایتهای فراوانی از اینکه چرا مردم در شهرستانها و به خصوص آزربایجان چنین روندی را در پیش گرفته است می شود. و آقایان انتظار دارند که این مردم نیز با آنان هماهنگ شده و به خواسته های آنان لبیّک گویند. اصطلاحی به عنوان "حافظه تاریخی ملّت" وجود دارد که نمی دانم واقعا" این دوستان سبز از آن خبر دارند یا نه، در اینجا بنده سعی می کنم نگاهی گذار به این موضوع و اینکه در حافظه ملّت آزربایجان چه نگاهی نسبت به آقایان سبز و دوستانشان وجود دارد. و اینکه چرا مردم آزربایجان از آنان حمایت نکرده و سکوت اختیار کرده است. تکلیف طرفداران دولت و حکومت اسلامی ایران در آزربایجان که جداست و آنان به طور سنتی حمایت کرده و می کنند و در این مقال ما با آنان کاری نداریم و اینکه در اعتقاد خود ثابت قدم بوده و هستند شکی نیست و در این جا منظور ما گروه مخالف دولت و قشر فعالین ملّی آزربایجان با اینکه با دولت فعلی همراه نیستند چرا از مخالفان آن حمایت نمی کنند. در نگاه اول باید گفت که استراتژی سکوت بهترین حالت و روش در شرایط فعلی است و آزربایجان تصمیم گرفته است که دیگر ملعبه دست سیاستبازان و سوءاستفاده کنندگان از قدرت و جایگاه آن نباشد. ملّت آزربایجان با سردمداران و فعالین جنبش سبز ناآشنا نبوده و همه آنها را بخوبی می شناسد و از همه آنها در برهههای حساس انقلاب و 30 سال گذشته خاطراتی نه چندان زیبا و دوست داشتنی دارد. 1- چند روزی است که موضوع خلع آیت الله یوسف صانعی از درجه مرجعیت توسط "فضلاء و طلّاب حوزه علمیه قم" مطرح شده است و جنبش سبز با توان تمام و راههای ممکن سعی در غیر قانونی و غیر انسانی و غیر منطقی بودن چنین امری دارد – شکّی نیست که چنین امری به خاطر سیاست، پسندیده هیچ کسی نیست- اما همین جنبش سبز در دوران قدرت خود، نیز کاری بس غیرانسانی تر و ظالمانه تر در حق مرحوم آیت الله العظمی شریتمداری انجام داده است منتها با یک فرق اساسی در آن زمان دادستان کل انقلاب اسلامی –سید حسین موسوی تبریزی، که یک مقام دولتی بود- چنین حکمی را تایید و دستور اجرا داد ولی حالا فضلاء و طلّاب حوزه علمیه قم این بیانیه تایید کرده و خود این امر که چنین کاری می تواند در حدود اختیارات حوزه علمیه باشد شاید تا اندازه ای قابل قبول عده ای است؟! حکم به آقاى یوسف صانعى (واگذارى اداره دار التبلیغ اسلامى به دفتر تبلیغات قم)
آری قشر مذهبی ملّت آزربایجان و طرفدارن حقوق بشر و آزاد اندیشان هنوز چنین واقعه ای را فراموش نکردند واقعهای که در زمان نخست وزیری آقای میر حسین موسوی اتفاق افتاد و هیچ اعتراضی شنیده نشد. آری آنانی که در بوق و کرنا کردهاند که میر حسین فرزند لایق آزربایجان در بین ملت آزربایجان از چنان محبوبیتی برخوردار بوده است که می بایست تمامی آرای آن بلاد را از آن خود میکرد باید بدانند که فرزند لایق برای مادر خود چه کرده است درست در زمانی که داشتند زبان این مادر را می بریدند این فرزند لایق کجا بود؟ در این 30 سال کی این فرزند لایق از آزربایجان یاد کرده است. 2- در قضیه خرداد خونین آزربایجان (خرداد 1385) این فرزند لایق و سایر گلایه مندان از آزربایجان کجا بودند؟ چرا آن موقع خونهای ریخته شده در خیابانهای تبریز هیچ ارزشی نداشت ولی حالا هر خونی که به هر بهانه بر خیابانهای تهران بریزد ارزش آنچنانی پیدا می کند، فرزند لایق آزربایجان در دوره تبلیغات انتخابات خودش کدام شعار و بیانیه ای در حمایت از حقوق زبانی و ملی آزربایجان صادر کرد. و در خرداد 85 چرا صدایی از آنها بر نمی آمد که حتی خیلی از آقایان به همدیگر سفارش می کردند مبادا اظهار نظر و یا بیانیه ما باعث به رسمیت شناخته شدن مساله آزربایجان شود و بنابراین لااقل سکوت نکردند که هیچ بلکه حضرات گلایه مند فعلی با صدور بیانه ای با تاکید بر تمامیت ارضی و محکومیت تجزیه طلبی، ملت غیور آزربایجان را به تجزیه طلبی متهم کردند و با بلغور کردن کلمه آذری و ایرانی اصیل سعی در مخدوش کردن اعتراض حقه مردم آزربایجان به یک توهین اساسی داشتند. آقای موسوی آن زمان شما کجا بودید؟ به نظر خیلی ها شما سر از بوم نقاشی برنیاوردید که هیچ، شاید به عنوان رئیس فرهنگستان هنر کار آن کاریکاتوریست ملعون را نوعی هنر قابل ارزش هم شمردید و ملّت آزربایجان را به ضد هنر و ضد تمدن بودن محکوم کردید. اما اگر شما به عنوان رئیس فرهنگستان، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای انقلاب فرهنگی از حقوق زبانی ملّت آزربایجان حمایت می کردید دیگر به حتم الان این موقعیت را در بین مردم آزربایجان نداشتید. 3- آقای موسوی "میر" و "میرها" در گذشته و حال آزربایجان مأمن و پناهگاه مردم بوده و هستند و گرچه شما را بعضی آخرین میر آزربایجان نامیدند ولی شما ضد آزربایجان عمل کردید. 4- در زمانی که همه شما سرمست پیروزی در کسب صلاحیت از شواری نگهبان بودید این آقای اکبر اعلمی بود که با رد صلاحیت خود می جنگید و هیچ واکنشی از سوی شما و دوستان شفیق تان دیده نشد. و آن موقع هیچ کدام از شما یاد حق انتخاب ملّت آزربایجان نبودید... 5- آری اگر فقط به آزربایجان بی اعتنایی می کردید شاید قابل قبول می بود چون که شما هم در جوّ پان ایرانی و شوونیستهایی چون حزب مشارکت قرار گرفته بودید آنان که در آزربایجان غربی آشکار به دنبال تحقق اهداف پژاک و تندروهای کُرد در فعالیت شدید بوده و هستند ولی کار شما از بی اعتنایی گذشت به توهین هم رو آوردید وقتی کلیپ مسخره کردن ترکها توسط خاتمی در بین مردم شایع شد شما و دوستانتان چنان آنرا با بی اعتنایی رد کردید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است آری آقای موسوی وقتی خاتمی که خود مدعی گفتگوی تمدنها –چه تمدنهایی؟؟- بود چنین جسارتی به دهها میلیون ترک کرد و شما وی را به عنوان معاون اول خود انتخاب کردید چه انتظاری از فعالین ترک و ملّت آزربایجان داشتید که از شما حمایت کنند شماها که حرکت سید جعفر پیشه وری را در اعلام جمهوری خود مختار آزربایجان خیانت و تجزیه طلبی می دانید آنگاه اعلام جمهوری گیلان توسط میزرا کوچک خان جنگلی را خدمت به ایران می دانید. ..... آری به نظر می رسد که ملّت آزربایجان این بار با مقایسه رفتار و گفتار مدعیان سعی دارد از ملعبه قرار گرفتن دوری نماید و سکوت را اختیار کرده نه اینکه از وضع فعلی راضی است بلکه به خاطر اینکه به شعارهای مدعیان آزادی و حقوق انسانی اعتقادی نداشته و ندارد و این عدم اعتقاد برگرفته از همان حافظه تاریخی است که در بالا به گوشه هایی از آن اشاره شد. و در این بین باید مواظب تحریک کنندگان باشد گرچه همه می دانند که تمامی مخالفان جمهوری اسلامی چه در خارج و چه در داخل و چه مخالفان دولت فعلی هیچ کدام قائل به حقوق حقّه آزربایجان نبوده و نیستند –جز گروههایی که صرفا" برای آزربایجان فعالیت می کنند- و به حتم اگر خدای نکرده روزی قدرت دست آنها بیفتد به مراتب شرایط بدتری از حال گریبان آزربایجان را خواهد گرفت آنان که با شعارهای ملیّ گرایی ایرانی(همان ملیّ گرایی فارسی و آریایی می باشد) مدعی اند که ایرانی آزاد به ارمغان خواهند آورد منظورشان ایرانی آزاد برای ایرج افشارها و فاروق صفی زاده ها و پان آریائیستها و ضد تورکها و ضد عربهای این کشور است که بازهم عربده کشان در جراید و رسانه های خود ترکها را فرزندان چنگیز خونخوار نامند و اعراب را وحشیهای بدوی و ... که باید از ایران رانده شده و یا زبان و هویت خود را کاملا" عوض کرده و منکر شوند. [ جمعه ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ ] [ ٧:٢٢ ب.ظ ] [ بارمانلار ]
چه کسی از معدن خاک صنعتی آراز روستای آراز گونئیی بهره برداری می کند؟ بهره برداری این معدن را ابتدا گروهی از تبریز به دست می آورند که مردم روستا از آنها خواستار کار در معدن می شوند نماینده محترم (قفر) این قضیه را می فهمد به آن شرکت اعلام می کند که شما باید با من شریک شوید و من روستاییها را ساکت می کنم .و همین طور هم می شود. الان قفر مالک معدن آراز است.؟؟؟ [ دوشنبه ۱۳۸۸/۸/۱۱ ] [ ۸:٢٧ ق.ظ ] [ بارمانلار ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||